« دربارهی کتاب «قصهی قصهها: کهنترین روایت از ماجرای شمس و مولانا» | Main | گفتوگو با مینو مشیری، مترجم «ژاک قضا و قدری و اربابش» »
دربارهی «اپرای قورباغههای مردابخوار»، داستانهای خیلی خیلی کوتاه جواد سعیدیپور
حسین جاوید – روزنامهی کارگزاران – ۲۲ تیر ۸۷ (نسخهی Html) (نسخهی Pdf)
در متون کلاسیک ادبیات فارسی نمونههای نسبتاً پرشماری داریم که در آنها با کمترین کلمات (و حتا حروف) بیشترین معنا انتقال داده شده است. این کلمات و جملات را میتوانیم از اولین نمونههای مینیمالیسم، و نمایش قدرت جادویی آن، در تاریخ ادبیات فارسی بدانیم. به عنوان مثال، میتوان به ماجرای توطئه برای قتل «عبدالجبار خوجانى» که کاتب «بوعلى سیمجور»، یاغی نیشابور، است و همهی درایت بوعلی از اوست اشاره کرد. این ماجرا در کتاب «قابوسنامه» آمده است.
اواخر سالهای حکومت سامانیان است و آنها یارای مقابلهی تمامعیار با بوعلی سیمجور را ندارند. قرار بر آن میشود که نامهای بنویسند و از او بخواهند بهمحض رسیدن نامه، سر عبدالجبار را جدا کند و اگرنه آمادهی جنگ باشد. نامه را باید «احمد بن رافع»، که کاتب امیر خراسان است و با عبدالجبار خوجانى دوستی دارد، بنویسد و از طرف دیگر هم، به رسم، خود عبدالجبار خوجانىست که نامه را برای بوعلى سیمجور خواهد خواند. 
همهی راهها برای آنکه احمد بن رافع دوستاش را نجات دهد بسته است اما او با زیرکی تمام، و البته در عین ناامیدی، چارهای میاندیشد: «برین کنارهی نامه الفی بکرد به قلمی باریک و به جانب دیگر نونی بکرد یعنی: [ان] یقتلو» (که تلمیحیست به آیهی « انیقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف اوینفوا منالارض» و اشارهای زیرکانه به محتوای نامه).
زمانی که نامه به مقصد میرسد و آنرا برای خواندن به عبدالجبار میدهند، او، که دبیری کامل و بهطبع آشنا با این آیه و رسوم کتابت است، رمز این الف و نون را درمییابد و پیش از گشودن و خواندن نامه، جان خود را نجات میدهد.
در نمونهای دیگر، در کتاب «چهار مقاله» نوشتهی «نظامی عروضی» از دبیری صاحب ذوق و کاتبی تمام به نام «اسکافی» سخن به میان آمده است. «اسکافی» هنگامی که میخواهد خبر کشتهشدن «ماکان کاکوی،» عصیانگر ری، را به خیمهگاه امیر برساند، بهضرورت ناچار است شرح کامل وقایع را در کمترین جملات بنویسد بهگونهای که کبوتر ـ که در آن زمان برای رساندن پیغام از آن استفاده میشد ـ قادر به حمل آن کاغذ باشد. اسکافی «دو بند انگشت» کاغذ میگیرد و جملهای شگفتانگیز مینویسد: «و اما ماکان فصار کاسمه والسلام؛» یعنی ماکان همانند اسماش نابود شد. (مای نفی عربی+ فعل کان به معنی بودن)
چند قرن جلوتر بیاییم و سراغ نویسندهی نامدار معاصرمان «ماریو بارگاس یوسا»ی پرویی برویم. یوسا کتابی دارد به اسم «نامههایی به یک نویسندهی جوان» (ترجمهی رامین مولایی، نشر مروارید). در صفحهی ۹۱ این کتاب یوسا داستان بسیار کوتاهی از یک نویسندهی گواتمالایی به نام «آئوگوستو مونته روسو» نقل میکند که آنرا به صفت «کوتاهترین داستان دنیا و البته یکی از درخشانترینشان» مفتخر کرده است.
میگویم «مفتخر» چون گمان میکنم شما هم تایید کنید که وقتی نویسندهای چون یوسا، که خود تعدادی از بهترین آثار داستانی تمام دورانها را خلق کرده، از اثری تمجید میکند واقعاً برای آن اثر و نویسندهاش افتخار است. باری، این داستان بیش از هفت کلمه نیست: «وقتی بیدار شد، دایناسور هنوز آنجا بود.» یوسا با شیفتگی تمام از این داستان تمجید میکند و «ایجاز کلام، تاثیرگذاری فراوان و کیفیت بالای ایهام، طنز، و پیرایش موضوع» در آن را میستاید.
شاید با خواندن این سطور از اینکه یادداشتی در بررسی کتاب «اپرای قورباغههای مردابخوار»، شامل داستانهای خیلی خیلی کوتاه «جواد سعیدیپور»، با چنین مقدمهای آغاز شده است، تعجب کرده باشید! اگر از مقدمهچینی خسته شدهاید، نفس آسودهای بکشید! اینجا پایان مقدمه و جاییست که وارد متن میشویم و بهطور مستقیم از «اپرای قورباغههای مردابخوار» سخن خواهیم گفت.
برای شروع سراغ یکی از کوتاهترین و البته زیباترین داستانهای کتاب میرویم که فقط ده کلمه دارد و تازه اگر نویسنده از قرار دادن جملهی آخر، که به زعم من اضافیست، صرفنظر میکرد، فقط چهار کلمه بود: «خداحافظ پل. سلام سگماهی. تمام داستان همین چهار کلمه بود.» (اپرای قورباغههای مردابخوار، ص ۳۱). اینجاست که باید در مقام مقایسه بربیاییم و این داستان را از لحاظ ساخت و تکنیک ـ و نه برای ارزشگزاری ـ با ساخت دو جملهای که از ادبیات کلاسیک خودمان و نیز داستان کوتاهی که ،از آن نویسندهی گواتمالایی، نقل شد بسنجیم.
وجه اشتراک آنها چیست؟ بیشک فقط یک پاسخ کاملترین پاسخهاست: قابلیت بالقوهی سپیدخوانی. در همهی آنها، و بهخصوص در دو داستانکی که نقل شد، آنچه نویسندهها ننوشتهاند بسیار مهمتر است از آنچه از قلمشان بر کاغذ نقش بسته است! درواقع، عمدهی مسئولیت بر دوش خواننده است تا از طریق کدهایی که داستاننویس بهگونهای هنرمندانه و با کمترین کلمات در داستاناش قرار داده است رمزگشایی کند و از مواجهه با داستانی که به کمک نویسنده و تلاش خودش شکل میگیرد لذت ببرد. این نوع داستان گونهای نو در داستاننویسی دنیاست.
البته همهی داستانهای خیلی خیلی کوتاهی که در کتاب جواد سعیدیپور آمده به کوتاهی مثالهایی که آورده شد نیستند، اما از نظر ساختار و ماهیت دقیقاً با آنها مشترک و همخانوادهاند. این نوع داستانها را، در اصطلاح، «میکروفیکشن» مینامند. میکروفیکشنها داستانهایی هستند که بین ده تا سیصد کلمه دارند. بر اساس این تعریف تقریباً همهی ۸۵ داستانی که در کتاب اپرای قورباغههای مردابخوار نقل شدهاند میکروفیکشن هستند. میکروفیکشنها کوتاهترین داستانهای عالم هستند و من بهترین تعبیر دربارهی آنها را همان تعبیری میدانم که نویسندهی اپرای قورباغهها .... در زمانی که تعدادی از این نوع داستانهایاش را در اینترنت منتشر میکرد به آنها اطلاق کرده بود: میانبرهای سیثانیهای!
جواد سعیدیپور، در اپرای قورباغههای مردابخوار، شکارگر لحظات نابیست که فقط به اندازهی یک لبخند یا زهرخند بهطول میکشند. نویسنده اصطلاحاً کاربلد است و اصول مینیمالنویسی را در اکثر داستانها دقیقاً رعایت کرده است؛ مقدمهچینی نمیکند و داستان را از بطن حادثه میآغازد، توصیفها حداقلاند، تا حد امکان از تعلیق مناسب بهره گرفته و نهایتاً پایان میکروفیکشنهایاش هم جذاب است.
افسوس که مجال بیشتر برای پرداختن به جزییات نیست. فقط اینرا میگویم که با انتشار کتاب «اپرای قورباغههای مردابخوار» یک قدم بلند دیگر به تولد نهایی داستانهای خیلی خیلی کوتاه فارسی، که در داستاننویسیمان سابقهی قابل توجهی نداشتهاند، نزدیک شدهایم.
لينکده
گفتوگوی پاریس ریویوو با امبرتو اِکو
آشوبگـرای مـدرنیست: یـادداشتی دربارهی «هنريک ايبسن» نامدار
استاد فتحاللاه بینیاز|مجلهی ماندگار
پنجره: یک عکس دیدنی با صد حرف!
«داستانهای نامنتظره»ی رولد دال، متنی که خواننده را میخکوب میکند!
دربارهی نمایشنامهی «تـمـاشـاچـی محکوم به اعدام» ماتئی ویسنییک
یک خبر خوش برای براتیگاندوستها: پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد!
در وبلاگ گروه اينترنتی «كولیها» دو عکس دلنشین از صادق چوبک ببینید
معرفی «سهگانهی نیویورک» پل استر
گزارشی از کتاب «سرمای طولانی» میریام مافای با ترجمهی میرفخرایی
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهافارس (گروه ادبیات و کتاب)
مهر (گروه فرهنگ و ادب)
ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
میراث فرهنگی (سرویس کتاب)
بی بی سی (بخش فرهنگ و هنر)
دویچهوله (بخش فرهنگ و هنر)
روزنامهها
کارگزاران
اعتماد
اعتماد ملی
همشهری
سرمایه
حیات نو
تهران امروز (توقیف شده)
روزانه
رادیو زمانه
تابناک
عصر ایران
بالاترین
دو در دو
بلاگچین
بازنگار
بلاگ نیوز
مجلات ادبی - فرهنگی اینترنتی
جن و پری
ماندگار
هزارتو
مرور
دیگران
دیباچه
پندار
جشن کتاب
خزه
والس
آتیبان
فروغ
چند جای دیگر
انتشارات ققنوس
شهروند امروز
گل آقا
آیطنز
کارگاه
ایران تئاتر
آگهان
بخارا
اشا
کتاب نیوز
کتابهای رایگان
قفسه
Références françaises
L'Ambassade de France
Le Monde
Le Point
Le Figaro
RFI
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
powered by:
Movable Type 3.2
designed & developed by:
hamidreza [dot] com
Hosted by: YouPage™
نظرات
پيگير مطالبتان هستم و سايت شما را در وبلاگم لينك كردم
سجاد روشني | July 12, 2008 11:01 AM