« شیادیهای ادبی و چند توضیح لازم دربارهی سایت هفتان | Main | متن سئوالات گفت وگو با خانم مشیری عزیز »
پاریس، جشن بیکران
پاریس جشن بیکران ارنست همینگوی
ترجمهی زندهیاد فرهاد غبرایی
کتاب خورشید
۳۴۵ صفحه
چاپ اول- ۱۳۸۳
«اگر در جوانی بخت یارت بوده باشد تا در پاریس زندگی کنی، باقی عمرت را، هر جا که بگذارنی، با تو خواهد بود؛ چون پاریس جشنیست بیکران»
(ارنست همینگوی)
«رولان بارت» در مقالهی «برج ایفل» (La Tour Eiffel)، ایفل، این نشانهی ناب فرانسهی مدرن را به پانورامایی تشبیه کرده است که همهی نگاهها در پاریس به آن ختم میشود و در هیچکجای این شهر بزرگ نمیتوان از چشمانداز آن رها بود و از طرف دیگر همهی گوشه و کنار شهر در تیررس برج هستند و یارای پنهانشدن از چشمان تیزبین او را ندارند. به عبارتی، برج ایفل هم نگریسته میشود و هم مینگرد.
شاید با کمی اغماض، بتوان پاریس نیمهی اول قرن بیستم (و یکی دو دهه بعد از آن) را هم پانورامای فرهنگی جهان دانست؛ پاریسی که بسیاری از جنبشها و مکتبهای برتر فلسفی و ادبی قرن بیستم از دل آن متولد شدند و نگاه دنیا را به این شهر زیبا خیره کردند. نیز پاریسی که میزبان تعداد زیادی از نویسندگان و نقاشان و فیلسوفان غیرفرانسوی بود که از دریچهی این شهر به مردمان و سرزمین خودشان مینگریستند و آثارشان را خلق میکردند.
پاریس، شهر رویاها بود. شهر آندره برتون و سورئالیستها، شهر ژان – پل سارتر و سیمون دوبوآ، شهری که صادق هدایت زیر پایههای پل گورستان «کشان» در حومهی جنوبیاش قرار ملاقات میگذاشت، شهر آلبر کامو و ساموئل بکت، شهری که حتا وقتی زیر چکمههای سربازان آلمانی له میشد شاهکاری مثل «خاموشی دریا» (ژان برولر) را میزاد؛ پاریس غیر پاریسیها، پاریس جیمز جویس، پاریس اسکات فیتزجرالد و بالاخره پاریس ارنست همینگوی...
«پاریس جشن بیکران» یادگار هماین روزهای رویایی پاریس است: روزهایی در سالهای 1921 تا 1926 که «ارنست همینگوی» جوان به همراه همسرش «هدلی» و فرزندش «بامبی» در آپارتمان محقری در محلهای فقیرنشین، میهماناش بودند؛ روزهایی که «پولی در بساط» ارنست جوان نبود و «هر وعده غذا، حادثهی بزرگی» به حساب میآمد، اما او صبح تا غروب در کافههای مختلف این شهر پیر اما مهربان، مینوشت و مینوشت و تجربه میاندوخت و اولین قدمها را به سمت شهرت و اعتبار آیندهاش برمیداشت.
«پاریس جشن بیکران» گنجینهایست بینظیر از زندگی همینگوی جوان و افکار و رفتارش و نیز زندگی چند شخصیت برجستهی ادبیات امریکا که آنروزها در پاریس بودند و ارنست با آنها مراوده و دوستی داشت: «گرترود استاین»، «ازرا پاوند» و بهخصوص «اسکات فیتزجرالد» (نویسندهی رمان معروف گتسبی بزرگ) که سه فصل مهم کتاب به او اختصاص دارد.
فرض کنید چهقدر خواندنی میشود که با قلم صریح و چالاک همینگوی با «میس استاین» سادهلوح و همجنسگرا همراه شویم یا با «ارنست» به همراه اسکات فیتزجرالد به «آبریزگاه» برویم تا آلت تناسلیاش را اندازه بگیریم و ببینیم آیا آنطور که همسر او «زلدا» میگوید خیلی کوچک است و اسکات هرگز نمیتواند زنی را ارضا کند یا خیر؟! حتا دانستن اینکه بهقول «ماریو بارگاس یوسا» این فصلها «سرشار از تنگنظری نسبت به دوستان دیرین و پیشین است» و برخیشان «دروغین» هم نمیتواند از هیجان آنها کم کند.
باری، «پاریس جشن بیکران» کتابیست که خواندناش را به همهی علاقهمندان ادبیات و بهخصوص دوستداران «ارنست همینگوی» توصیه میکنم و در وصفاش به هماین اکتفا میکنم که تنها کتابیست که من در این دو سالهی اخیر، برای بار دوم مطالعهاش کردهام!
لينکده
گفتوگوی پاریس ریویوو با امبرتو اِکو
آشوبگـرای مـدرنیست: یـادداشتی دربارهی «هنريک ايبسن» نامدار
استاد فتحاللاه بینیاز|مجلهی ماندگار
پنجره: یک عکس دیدنی با صد حرف!
«داستانهای نامنتظره»ی رولد دال، متنی که خواننده را میخکوب میکند!
دربارهی نمایشنامهی «تـمـاشـاچـی محکوم به اعدام» ماتئی ویسنییک
یک خبر خوش برای براتیگاندوستها: پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد!
در وبلاگ گروه اينترنتی «كولیها» دو عکس دلنشین از صادق چوبک ببینید
معرفی «سهگانهی نیویورک» پل استر
گزارشی از کتاب «سرمای طولانی» میریام مافای با ترجمهی میرفخرایی
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهافارس (گروه ادبیات و کتاب)
مهر (گروه فرهنگ و ادب)
ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
میراث فرهنگی (سرویس کتاب)
بی بی سی (بخش فرهنگ و هنر)
دویچهوله (بخش فرهنگ و هنر)
روزنامهها
کارگزاران
اعتماد
اعتماد ملی
همشهری
سرمایه
حیات نو
تهران امروز (توقیف شده)
روزانه
رادیو زمانه
تابناک
عصر ایران
بالاترین
دو در دو
بلاگچین
بازنگار
بلاگ نیوز
مجلات ادبی - فرهنگی اینترنتی
جن و پری
ماندگار
هزارتو
مرور
دیگران
دیباچه
پندار
جشن کتاب
خزه
والس
آتیبان
فروغ
چند جای دیگر
انتشارات ققنوس
شهروند امروز
گل آقا
آیطنز
کارگاه
ایران تئاتر
آگهان
بخارا
اشا
کتاب نیوز
کتابهای رایگان
قفسه
Références françaises
L'Ambassade de France
Le Monde
Le Point
Le Figaro
RFI
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
powered by:
Movable Type 3.2
designed & developed by:
hamidreza [dot] com
Hosted by: YouPage™
نظرات
بین لینکها جای پایگاه ادبی خزه کاملاً خالیه.ء
www.khazzeh.com
ناشناس | July 9, 2008 01:18 PM
اگر در حوزه ي ادبي ايران اوضاع بدين منوال باشد فاتحه اي بايد فرستاد برساير مجامع
ايراني
بنده هرگز آقاي جاويدرا نمي شناسم ولي آياشايسته است اينگونه براي فردي كه كتابي را معرفي كرده اينچنين لينكهايي برجاي بگذاريم
Frandoosh | February 18, 2007 10:49 AM
اوایل از نقدها و متنهایی که مینوشتی خوشم میومد، اما حالا دیگه افتضاحشو داری در میاری، فکر کنم که یواش یواش وبلاگت داره تبدیل میشه به مرکز فحش، بدوبیراه و معرفی کتابهای ... سعی کن خودتو درست کنی چو وبلاگت خواننده داره ...
مهرداد | February 17, 2007 12:39 PM
روز به روز داری خوشتیپتر میشی حسین جان. ادبیاتت که شده ادبیات چاله میدونی. کتابهایت رو هم براساس اندازه آلت جنسی انتخاب میکنی. نکنه بدجنس دعوت به همکاری در فیلم پورنو شدی به ما خبر نمیدی. اگه بگی خوب میفروشه ها. چون به قدر کافی این روزها تو کانون توجه بودی. درست مثل زهره میرابراهیمی.
یک دوست! | February 16, 2007 09:54 PM
جالبه. شما این کتاب رو به علاقهمندان ادبیات توصیه کردی یا علاقهمندان سکس؟ واقعا مسخرهاست
مخاطب | February 16, 2007 09:27 AM
سلام. آیا این کتاب ترجمه شده؟ و در کتابفروشی های تهران پیدا میشه؟
§§§
کتابلاگ (به افشین)::: بله این کتاب ترجمه شده و در حال حاضر هم نسخههای چاپ دوماش در بازار کتاب هست. مشخصات کتاب در باکس مختص آن در متن یادداشت آمده.
afshin | February 15, 2007 10:34 AM
ممنون بابت این مطلب.
arman | February 15, 2007 09:58 AM