ادبيات و هنر
اميرمهدى حقيقت
مهستى شاهرخى
شبنویس
مجتبا پورمحسن
تادانه
منیرو روانیپور
ناصر غیاثی
خلیل پاکنیا
حسن فرهنگی
حسین نوشآذر
بهاره آروین
ماکان مهرپویا
دوات
كتابهاى عامهپسند
دیهور
مهدی مرعشی
مسخ
كتابلاگ
سودارو
محسن بنیفاطمه
مينيمالها
کتابخوانه
مریم منصوری
آخرین مترو
غلاف تمام فلزى
شیرین کریمی
احسان عابدى
داود پنهانی
جواد عاطفه
سعید کمالیدهقان
رمزآشوب
آدم و حوا
سپینود
عباس معروفى
شمیده
پروژکتور
اسد امرایی
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
تیلهباز
اكبر سردوزامى
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
پابرهنه بر خط
سردبیر: خودم
دورترها
قصههای عامهپسند
مریم جعفراقدمی
عصیان
بیلی و من
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
میرزا پیکوفسکی
خورشید خانم
آیدین فرنگی
سرزمین رویایی
سیدمهدی حسینی
سایه
چندگانه
روزنامهنگار نو
علیرضا مجیدی
سیبستان
جستوجوی کلمات
عطا صادقی
مریم گلی
دژاوو
آشپزباشی
الفبا
شرح
زننوشت
تندیس
شراگیم
ف م سخن
هنوز
پونه ابدالی
مریم حسینخواه
ختمالغرایب
خشم و هیاهو
کوچه
خواب زمستانی
شیرین احمدنیا
آبچینوس
سورئالیست
امشاسپندان
پرگلک
شهلا شرف
گفتار
روبو
نقطه ته خط
الپر
by BlogRolling
« متن کامل رمان طنز «شوایک» با ترجمهی حسن قائمیان | Main | هفت نکته در حاشیهی «بازی آخر بانو» »
چند پیشنهاد برای سادهسازی زبان و خط فارسی
ابتدای سال گذشته، یادداشتی باعنوان «فارسیتر بنویسیم» نوشتم و با بازخوردها و برخوردهای متفاوت، هم مثبت و هم منفی، مواجه شدم. امروز که این سطور را مینویسم خوشحالام که دستکم تعدادی از مواردی که مطرح کرده بودم، پر - واضح نه در پی نوشتهی من بل بر پایهی فضای گفتمانی ِ شکلگرفته در وب و جاهای دیگر، اندک - اندک به قول معروف «جا افتادهاند» و حالا کم نیستند کسانی که کلمات تنویندار را نه با نشانهی عربی « ً » که با «ن» فارسی مینویسند (برای مثال «اصلن» و «حتمن» به جای «اصلاً» و «حتماً»)، و «ی» فارسی را نیز جایگزین همزهی عربیای کردهاند که در موصوف و صفتها و مضاف و مضافنالیهها به کار میرود (مثلن «خانهی بزرگ» به جای «خانهٔ بزرگ»).
باری، شاید دقت کرده باشید که از چندی پیش، رسمالخطی که در نگارش مطالب «کتابلاگ» از آن بهره میبرم، کمی متفاوتتر از قبل است. تصمیم دارم این موارد نگارشی جدید را همراه با یادآوری تعدادی از موارد پیشین مطرح کنم تا هم دربارهی شیوهی نگارشی خودم توضیح داده باشم و هم پیشنهادی برای تامل و رایزنیهای بیشتر، فرا – رو قرار دهم.
صادقانه میگویم که در این زمینه کوچکترین ادعایی ندارم و معترفام پا در کفش بزرگانی چون «داریوش آشوری» و دیگر استادهای فن گذاشتن، گستاخیست، اما به قول «سعدی» : «تو شوخدیده مگس بین که میکند بازی»!
با این همه بر این گمانام که پیشنهاد – دادن حق هر کسیست که در وادی ادبیات روزگار میگذراند؛ دو دیگر اینکه هم – امروز، کسانی، شماری از مواردی که در پی میآید را در هماین فضای وب خودمان به کار بستهاند و بسا این موارد در جاهای دیگر نیز مطرح شده باشند؛ پس (جز پارهای از آنها) من مبتکرشان نیستم.
حواشی بیشتر را نقدن خط میکشم و تلاش میکنم آنچه در ذهن دارم به روشنترین وجه و با سادهترین و کوتاهترین کلام در قالب کلمات بریزم.
من بر آنام که شیوهی نگارش فارسی و خط آن، باید تا جای ممکن ساده و ضابطهمند شود. کمتر کسی را میتوان پیدا کرد که بتواند یک صفحه متن فارسی را پیش از مرور و تمرین، با صدای بلند، بدون اشتباه بخواند. نگارش خط فارسی باید به سویی برود که هر چه بیشتر به نحوهی تلفظ و ادا - کردن کلمات، نزدیک و از ابهامات نگارشی صوری آن کاسته شود.
نیز تا آنجا که میتوانیم باید میراث اجدادیمان را از نشانههای زبان عربی جدا کنیم، حتا با آگاهی از قصور تاریخی خود آنها در به تاراج – دادن فرهنگ و تاریخ چند – هزار سالهمان!
مورد بسیار مهم دیگر، با – فاصلهنویسی یا همان جدانویسی کلمات و شکستن کلمات مرکب (غیر بسیط) است.
حال، این موارد و پیشنهادهای دیگرم را که به طور پراکنده هستند، تک – تک شرح میدهم.
شکستن کلمات مرکب (غیر بسیط) و جدانویسی:
نخستین اصل نظریهی زبانی «فردینان دو سوسور» (پدر زبانشناسی نوین) بر ماهیت اختیاری نشانهها استوار است. معنی این جمله این است که هیچ رابطهی طبیعی و اجتنابناپذیری میان دال و مدلول وجود ندارد. اگر امروز برای نامیدن فلان حیوان از کلمهی «اسب» استفاده میکنیم یا آن چه را که کامپیوتر من که الان با آن این خطها را تایپ میکنم، رویاش قرار گرفته، «میز» مینامیم، هیچ دلیلی وجود ندارد که جای این دو عوض نشود یا اصلن اولی را «کشمل» و دومی را «وشلقه» یا هر چیز دیگری که مورد تایید اعضای جامعهی زبانی فارسی قرار بگیرد بنامیم. پس نشانهها، اختیاریاند.
اما زبانهای مختلف دنیا، پر از نشانههای ترکیبی هستند که از ادغام دو نشانهی اختیاری ساخته میشوند و برخلاف واژههای غیرترکیبی «انگیزهی ثانوی» (Secondary motivation) باعث نامگذاری آنها به یک شیوهی خاص شده است.
مثلن «ماشین لباسشویی»، «میوهفروش»، «سادهدل» و «هواپیما» را در نظر بگیرید. همهی این ترکیبات «انگیزهی ثانوی» دارند. ما با شناخت دال «میوه» و دال «فروش» (فروختن) به مدلولی که از ترکیب این دو شکل میگیرد میرسیم و آن را فهم میکنیم؛ در موارد دیگر نیز به همین شکل.
زبان فارسی پر است از واژههای ترکیبی. با جدانویسی آنها هم به زیبایی زبانمان کمک میکنیم و هم درک کلمات این چنینی را برای فارسیآموزها آسان میکنیم.
«گوشواره»، «امروز»، «نمایشنامه»، «هماهنگ»، «بهترین»، «پیشنهاد» و .. زیباتر و قابل فهمتر هستند یا «گوشواره»، «امروز» (ام: هماین)، «نمایشنامه»، «همآهنگ»، «بهترین» و «پیشنهاد»؟
با بی ـ فاصلهنویسی واژههای مرکب، درواقع «انگیزهی ثانوی» آنها را نادیده میگیریم و به ابهام زبان فارسی میافزاییم. راهکار برونرفت از این مشکل، جدانویسی کلمات مرکب است.
جدانویسی ضمایر ملکی و صورتهای مصدر «استن»
خوشبختانه در تعداد قابل توجهی از وبلاگها و سایتها، روزنامهها و نیز کتابهایی که اخیرن منتشر میشوند، صورتهای مصدر «استن» جدا نوشته میشوند و این مورد تقریبن پذیرفته – شده است. «ام، ای، است، ایم، اید، اند» (فقط وقتی به معنای «بودن» استفاده میشوند) به جای این که به کلمهی قبلیشان بچسبند، باید با یک نیمفاصله از آن جدا شوند. بر این وجه «مطمئنیم»، «نگرانم»، «عزیزمی» به شکل «مطمئنایم»، «نگرانام» و «عزیزمای» نوشته میشوند.
همچنین ضمایر ملکی یعنی «ام، ات، اش، مان، تان، شان» باید جدا از مضافی که به آن چسبیدهاند نوشته شوند. یعنی «کتابم»، «وبلاگت»، «نگاهشان» باید به شکل «کتابام»، «وبلاگات» و «نگاهشان» نوشته شوند.
رعایت این دو نکته، به آسانفهمی و زیبانویسی خط فارسی بسیار کمک میکند. «ایرج کابلی» در کتاب «شیوهی درستنویسی خط فارسی» به طور کامل این دو موضوع را شرح داده است.
نزدیکسازی نگارش کلمات به تلفظ آنها با حذف حروف زینتی و عربی
همانطور که گفتم به دور از تعصب و بیمنطقی، بر این گمانام که باید تا آنجا که ممکن است، زبان فارسی را از نشانههای خط و زبان عربی بپیراییم. از آن جمله است:
* حذف نشانهی تنوین عربی و جایگزین – کردن «ن» فارسی که دیگران نیز مفصلن راجع به آن سخن گفتهاند. حاضرم کتبن تضمین کنم که تا چند سال دیگر، این شیوه به طور کامل در زبان فارسی جا خواهد افتاد و مقاومت آنهایی که زیر بار این تغییر نمیروند بیفایده است.
* «عیسی»، «موسی»، «حتی»، «مصلی»، «علیرغم» و همهی کلمات مشابه باید همانگونه که تلفظ میشوند یعنی «عیسا»، «موسا»، «حتا»، «مصلا»، «علارغم» و .. نوشته شوند. همچنین است دیگر کلماتی که تلفظ آنها در فارسی با شیوهی نگارششان تفاوت دارد. از جمله کلمات «الله» و «الهه» که باید به شکل «اللاه» و «الاهه» نوشته شوند.
من حتا با استفاده – کردن از «و» زینت هم مخالف هستم اما الان مجال را برای مطرح – کردن مجدد این موضوع مناسب نمیبینم.
حذف تشدید عربی و یک جایگزین پیشنهادی به جای آن
علامت تشدید « ّ » هم مانند تنوین عربیست، پس باید به طریقی آن را از زبان فارسی حذف کنیم. فعلن نگذاشتن تشدید که تقریبن رایج هم شده، بهترین راه است. اکثر ما، صورت مکتوب کلماتی را که تشدید دارند و در فارسی روزمره به کار میروند (مانند معلم، نجار، تاثر و ...)، حتا وقتی تشدیدشان نوشته نشده باشد، از طریق بازشناسی شکل آنها در ذهنمان درست تلفظ میکنیم و با نگذاشتن تشدید مشکل خاصی پیش نمیآید.
آنچه جایگزینی نشانهی دیگری به جای تشدید عربی را لازم میکند، کمک به آسانسازی آموزش خط فارسی به کودکان و فارسیآموزان است.
پیشنهادی که من برای جایگزینی تشدید دارم، استفاده از یک خط تیرهی کوچک ( - ) بالای حرف مشدد است. این نشانه به همین شکل در خط زبان اوستایی استفاده میشود. از آنجا که زبان اوستایی از زبانهای کهن ایرانیست، وام – گرفتن این نشانه از زبان اوستایی هیچ ایرادی ندارد. به علت محدودیتهای نمایش در محیط وب، من نمیتوانم نمونهی استفاده از تیره به جای تشدید را ایجاد کنم؛ خودتان روی کاغذ این کار را انجام دهید و نتیجه را ببینید.
اعرابگذاری افراطی، منطقی نیست؛ نشانههای فارسی لازم داریم
هرچند اعرابگذاری به صحیحتر خواندن جملات کمک میکند، اما استفادهی زیاد از علائم فتحه، کسره و ضمه موجب شلوغشدن و زشتی خط فارسی میشود. نیز اعرابگذاری در محیط وب، کاری بیهوده است چه اینکه به علت شیوهی خاص نمایش حروف در کامپیوتر، علائم اینچنینی بدون فاصلهی لازم به حروف میچسبند و عملن کارایی ندارند.
افزون بر این، نشانههای فتحه و کسره و ضمه عربی هستند. باید همت کنیم و معادل این نشانهها را برای خط فارسی بسازیم؛ نشانههایی که به تلفظ فارسی کمک کنند و در عین حال فقط در موارد ویژهای (که تدوین میشود) به کار روند، چه در غیر این – صورت شکل کنونی خط فارسی به هم میریزد و دشواریهای آن نه تنها کمتر که افزونتر میشوند.
شاید این - کار در نظراول کمی غیر عملی و دشوار به نظر بیاید، اما به عقیدهی من چند زبانشناس و چند گرافیست برجسته، با همکاری هم میتوانند از عهدهی این مهم برآیند.
استفاده از تیرهها در کلمات مرکب و استفاده از سایر علامتهای نگارشی
همانطور که در شیوهی نگارش سطور بالا میبینید، از تیرهها و فاصلهها و نیمفاصلهها به شکل ویژهای استفاده شده است که گمان میکنم به سادهخوانی خط فارسی دستکم در فضای وب کمک میکند. شرح و توضیح این شیوه مجال مفصل دیگری میطلبد و اگر فرصتی دست دهد به این نیز خواهم پرداخت.
مشتاقانه منتظر شنیدن نظرات شما دربارهی پیشنهادهایی که مطرح کردم، و گوشزد – کردن اشتباهات احتمالیام هستم.
لينکده
نمردیم تا مردن حمید هامون را ببینیم
تصاویر روی جلد کتابهای براتـیـگـان
مجموعـه شـعـر «تـانـگـوی تـکنفـره» سرودهی مجتبا پورمحسن منتشر شد
***تبریک مرا هم بپذیر مجتبا جان***
پروندهی مفصل شهروند امروز برای دهمین سال درگذشت صادق چوبک
جنجال جزماندیشان بهخاطر یک عکس کاملن هنری از دختر ۶ سالهی برهنه
«بهترین بوکرها» به «سلمان رشدی» برای «بچههای نیمهشب» اهدا شد
۱۵ شمارهی «ارغنون» روی نت
اگر نمیدانید با چه گوهر گرانبهایی طرف هستید، اینمطلب را بخوانید
دردنامهای برای یک سرقت ادبی دیگر
آهای نویسندهها، شعرا و مترجمهای احمق! ممیزی که سـانسـور نیست!
روزنامهی «تهران امروز» بهزودی با نام جديد به جـمـع نشريات بازمیگــردد!
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهافارس (گروه ادبیات و کتاب)
مهر (گروه فرهنگ و ادب)
ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
میراث فرهنگی (سرویس کتاب)
بی بی سی (بخش فرهنگ و هنر)
دویچهوله (بخش فرهنگ و هنر)
روزنامهها
کارگزاران
اعتماد
اعتماد ملی
همشهری
سرمایه
حیات نو
تهران امروز (توقیف شده)
روزانه
رادیو زمانه
تابناک
عصر ایران
بالاترین
دو در دو
بلاگچین
بازنگار
بلاگ نیوز
مجلات ادبی - فرهنگی اینترنتی
جن و پری
ماندگار
هزارتو
مرور
دیگران
دیباچه
پندار
جشن کتاب
خزه
والس
آتیبان
فروغ
چند جای دیگر
انتشارات ققنوس
شهروند امروز
گل آقا
آیطنز
کارگاه
ایران تئاتر
آگهان
بخارا
اشا
کتاب نیوز
کتابهای رایگان
قفسه
Références françaises
L'Ambassade de France
Le Monde
Le Point
Le Figaro
RFI
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
powered by:
Movable Type 3.2
designed & developed by:
hamidreza [dot] com
Hosted by: YouPage™
نظرات
دوست عزیز من ایرانی هستم اما از توهینی که در یکی از نظرات به مردم افغانستان مشاهده کردم رنجیده خاطر شدم. از شما تقاضا دارم در صورت امکان آن نظر را حذف بفرمایید چون حیف است که فضای گفتمانی به وجود آمده در این وبلاگ به سخنان نژادپرستانه افراد خام آلوده شود.
علی | July 27, 2007 10:12 PM
مشكل راه حلي كه در اين نوشته ارايه شده است، همان است كه در نوشته "ارائه راه حل براي برخي مسائل اتوماسيون و نگارش فارسي" درج شده در " فصلنامه اطلاع رساني. دوره 19، شماره 3 و 4" نيز به چشم ميخورد: افراط.
شايد دوستان نيت خير داشته باشند، ولي دگرگوني نگارش يك زبان، صرفا به منظور راندن يك زبان ديگر از آن، كاري است نه عملي و نه درست. شخصا با سادهسازي نگارش موافقم، ولي تنها در راستاي "درك مطلب، خوانايي، زيبايي و سرعت انتقال" و با هدف "ياريرساني" به مردمي كه با اين رسمالخط ميخوانند و مينويسند. اين كه تشديد را حذف و به جاي آن خط تيره بالاي حرف بگذاريم، چگونه به فارسينويسي و فارسيخواني كمك ميكند؟ "اصلن" نوشتن "اصلاً " هم دردي را دوا نميكند، وقتي كه ميتوان آن را "اصلا" نوشت. مگر نه اين است كه خود نگارنده اذعان ميكند كه كلمات مشددي را كه بدون تشديد نوشته ميشوند "... از طریق بازشناسی شکل آنها در ذهنمان درست تلفظ میکنيم ...". پس چرا اين قضيه را در مورد كلمات تنوينداري كه تنوينشان را حذف ميكنيد (مثل "كلا") صادق نميدانند.
من مشكل فارسي را نه در شيوه نگارش، بلكه در ايستايي آن ميدانم. تمام عزيزاني كه دستبهكار تغيير نگارش فارسي شدهاند، در برابر انبوه واژگاني كه از غرب و عرب آمده است و ميآيد چه ميكنند؟ فرهنگستان ما بر كرور كرور كلمات جديد و ناآشنايي كه در صورت اقدام به موقع ميتوان فارسيشان كرد، چشم ميبندد و براي "پارك" كلمه "بوستان" را كه براي مردم معنايي شعريتر و قديميتر دارد، پيشنهاد ميكند. گمان ميكنيد چند سال طول بكشد كه جواني به دوستش بگويد: "بيا بريم بوستان ملت"؟
مشكل ما كلمات عربي نيستند، هرچند با نشانهگذاري عربي هم كه نوشتن و حتي گاهي خوانايي را هم دشوار ميكند، موافق نيستم. كما اين كه خود اعراب هم آن را رعايت نميكنند. توانمند شدن يك زبان در پويايي و پذيرايي است، نه در سكون و انزوا. بايد واژهسازي كرد!
پاينده باشيد.
امير سپهرام
امير | May 17, 2007 12:57 PM
۱. "دوست ازیز٬ مسالهی اسلی خت نیست.". دلیل من هم این است كه هرچند املای جمله غلط است٬ ولی شما متوجه منظور من شدید. شما خط و زبان را قاطی کرده و به رابطهی این دو به یکدیگر توجه لازم را نفرمودهاید.
۲. ساده نگاری برای کیست؟ ما كه مشکلی نداریم٬ شاید منظور شما نسل آینده است. آن هم مشکل آموزش زبان است. اگر کسی فرق "گزاردن" و "گذاردن" را نمیداند٬ مشکل خط نیست. مشکل بیسوادی است.
۳. ساده نگاری پیشنهادی شما برای نسلی كه "خواب" را 'خاب" مینویسد٬ مشکل جدید جستجوی کامپیوتری به وجود میآورد. چگونه در آثار قدیمی و مقالاتی كه در مورد "خواب" نوشته شده میتوانند جستجو کنند؟ مگر اینكه به هر دو شکل آشنایی داشته باشند. اگر حافظ را هم ساده نویسی مجدد کنیم٬ بقیه آثار را چه کنیم؟
۴. لطف کنید و کمی در مورد تاجیکستان و ترکیه كه خط خود را عوض کردند (و مشکلات مربوط به آن) تحقیق فرمایید.
در نتیجه: با تغییر بیضابطه و سلیقهای خط مخالف هستم. ولی با ترویج زبان موافق.
اینگونه تقییرات احتیاج بیشتری به تحقیقات وسیع دارد. (کمی بیش از نظر خواهی در وبلاگ!!)
با تشکر فراوان
سعید دریانوردان | May 8, 2007 01:28 AM
به دیدگاه من به جای اینکه بکوشیم واژه های عربی فارسی را بپیراییم بکوشیم که فارسی را از واژهه های بیگانه بزداییم و بپالاییم
پیشنهاد زدودن و مانند خاندن به جای خواندن رو بسیار میپذیرم و به دیدگاه من باید حروف عربی به کار نرود ولی نخست زدودن فارسی از واژهای عربی(دیدگاه از حروف عربی مانند ص-ض-ط-ظ-ذ-ث-غ-ع-ح)
چرا ما در سخن خود با اینکه واژه های فارسی فقط با آ ای او انجامیده میشود چرا سرپیچی میکنیم چرا نَو را میگوییم نُ
Ehsan | April 20, 2007 05:13 PM
این زبان فارسی فقط به درد مردم کثیف افغانستان می خوره.
اگه بخواین زبان فارسی را از لغت های زبان های دیگه پاک کنید باید کلش رو عوض کنید.
farspars | March 4, 2007 04:13 PM
درود
نبشتار چند پیشنهاد برای سادهسازی زبان و خط فارسی را خواندم
گمان نمیبرید با این کار وازگان عربی در پارسی نهادینه شود؟
وازگان بیگانه را باید دور ریخت و وازگان فراموش شده پارسی را جایگزین کرد
نه این که وازگان عربی را با تن پوش پارسی بیان کرد (مثلن.حتمن.کبرا...)
شما می باید زبان پارسی را گسترش دهید و نه عربی را به گویش نوین!!
سعید بیات | February 23, 2007 05:44 PM
سلام بسیار عالی بود ولی امیدوارم که هرگز طرحی برای تغییر نوشتار ما از حروف عربی به هر چیز دیگر صورت نگیرد زیرا ما ایرانیان بودیم که با این حروف عربی شاهکارهای ادبی خودمان را پدید آوردیم حتی اضافه کردن نقطه هم به آن توسط احمد نیریزی که ایرانی بوده انجام شده و به نظر من عرب ها می بایست به این که ما از حروف آن ها استفاده می کنیم هراس داشته باشند زیرا هنوز نتوانسته اند با این حروف حتی یک بیت شعر مانند اشعار حافظ یا سعدی پدید بیاورند
Majid | February 16, 2007 11:17 AM
اینقدر سر خود دستکاری در نگارش فارسی نکنیم. دودش در چشم همهمان خواهد رفت. فرهنگستان زبان برای همینست که اینهمه تشتت پیش نیاید.
مانی | February 3, 2007 03:26 AM
پس این کتاب شوایک که تو بازار اومده چیه؟من تو نشر باغ دیدم!!!
mahtab | February 1, 2007 06:27 PM
agha bisavadi motlagh adam ro be in yave bafiha mikeshone. saay kon bishtar bekhoni ta bishtar bedoni. agar ham bishtar donesti un vaghte ke kamtar harf mizani
amir | January 31, 2007 08:22 PM
۱- نمیدونم قضیهی این مصدر "استن" چیه. فکر نمیکنم ما همچین "مصدر"ی داشته باشیم. همونطور که میدونیم، از مصدر ۲تا حالت رو میشه گرفت: مادهی ماضی و مادهی مضارع. خب؛ الآن مادهی مضارع این مصدر چیه؟ مادهی ماضیش چطور؟ مادهی ماضی این "مصدر" رو "بود" فرض کردی؟ فکر نمیکنی که "بودن" مصدر ماست؟
اطلاق کلمهی "مصدر" به لفظِ بیمعنای "استن"، درست مثل این میمونه که لفظهای زیر رو هم مصدر بدونیم:
رَوَن، کِشَن، نِشینَن، زنن، پَرَن، گیرَن،... [رفتن، کشیدن، نشستن، زدن، پریدن، گرفتن،...]
۲- با این وضعیت جدانویسی افراطی، باید همهی پسوندها و پیشوندهای مرده و نهان رو هم جدا بنویسیم. با کلمهای مثل "ساختن" چیکار میکنی؟ مینویسی ساختن؟ [ریشهی ماضی + پسوند مادهساز + پسوند مصدرساز]
یا "نشستن" باید نوشته بشه: نشستن!
۳- کلمهها یا نشانههایی که از عربی اومدن توی فارسی، الآن دیگه تغییر ماهیت دادن. اونها دیگه جزوی از فارسی شدهن... دادنِ پیشنهادی مثل گذاشتن خط تیره روی حرف مشدد، خیلی جسورانه بود بهنظرم. ولی باید قبل از اون، با چند تا کلمه امتحانش میکردی. کلمهای مثل "سیاره" رو چیکار میکنی؟ خط تیره، با دونقطهای که توی رسمالخط دستنویس داریم، قاطی میشه [اونوقت نمیدونیم بخونیمش ستاره یا سیاره.]... نه. پیشنهادی مثل تغییر ناگهانی یک نشانه، واقعاً نادرسته. حتی اگه اون نشانه، مشکلاتی مثل اینی رو که برای خط تیره گفتم، نداشته باشه. دلیلی برای حذف تشدید از خط فارسی وجود نداره. در این صورت باید مد رو هم حذف کنیم. نه؟
pulp | January 30, 2007 09:25 PM
سلام
دستتون درد نکنه. يکي دو مطلب به ذهنم رسيد که عرض مي کنم.
يکي اين که چرا چيزي درباره ي تغيير الفبا نفرموده ايد؟ مگر همين الفبا هم ميراث اعراب نيست؟ و چه بسا که با تغيير الفبا بسياري از مشکلات فرعي (مانند مشکل اعراب و امثالهم) ديگر مطرح نباشند؟
جدانويسي گاهي فقط موجب ابهام بيشتر مي شود (چه با اين الفبا و چه با الفباي لاتين). نمونه اش همين کلمه ي امروز است که شما جداگانه مي نويسيد. هم مبهم است و هم زشت (البته به نظر بنده). تصور کنيم در زبان انگليسي Today را جداگانه بنويسيم. مثل نمونه ي امروز فارسي هر دو مبهم تر مي شوند.
نکنه ي سوم هم اينکه موضوع همزه کمي با موضوع تنوين و الف مقصوره فرق مي کند. مثلا تنوين را مي توان با يک نون جايگزين کرد. ولي همزه در برخي کلمات صدايي خاص خود دارد که نمي توان با ياي فارسي جايزگين نمود. مثلا کلمه ي سوال را در نظر بگيريد. همزه ي اين کلمه که من ننوشته ام، به هيچ وجه با ياي فارسي قابل جايگزيني نيست.
در ضمن چند بار کلمه ي علائم را به همين شکلي که من نوشته ام و نه به شکل علايم استفاده کرده ايد در اين متن.
مرسي از اينکه کامنتم را خوانديد.
ناصر فرزين فر | January 30, 2007 11:00 AM
سلام
اوهههههههه
اینجا چه خبره
چقد نظر؟
می گم یه مطلب هست درباره هنرمندی بخونید حتما
در باره مطلبتون بعدا نظر
می دم ؛) فعلا
مهتاب | January 29, 2007 04:20 PM
برای دوستانی که با کلماتی مثل، کلن و اصلن مخالفت میکنم، بگم که این جور نوشتن از چندین سال قبل شروع شده(مثلن کتاب من تا صبح بیدارم، نوشته جعفر مدرس صادقی، نشر مرکز، از همین نوشتار استفاده کرده) و اینجور نوشتار قطعن درست هست، یه حسنی هم که داره اینه که تو تایپ اگه بخواهیم بنویسیم کلاً باید علاوه بر سه حرف اصلی کلمه یه کلید ترکیبی تنوین رو هم بزنیم که کلی سخته
در مورد جدانویسی کلمات مرکب هم به طور کلی موافقم
مهرداد | January 29, 2007 03:56 PM
حرومزاده ي بي سواد چقدر زر زر ميكني گم شو برو يه كم كتاب بخون ...
آشنا | January 29, 2007 11:06 AM
مهدی به کتابلاگ: کامنت من اينجا هست آقای جاويد عزيز. اين که شما يک تکهاش رو برداری، بذاری توی گيومه و در موردش حرف بزنی کار درستی نیست، برای اين که کامنت من اونجا هست و خيلی هم طولانی نيست، هر کسی میتونه از سر تا تهش رو خيلی سريع بخونه. دليلم برای جدا ننوشتن اون کلمات هم کاملن مشخص بود. به هر حال، قربانت.
mehdi | January 28, 2007 09:38 PM
عرض شود حقیقتش من هیچ وقت چندان علاقهای به این بحث اصلاح رسمالخط نداشتم. دلیل اصلیم این بوده که کار را باید به اهلش واگذاشت. گروهی که امروز تلاش بر اصلاح رسمالخط دارند (منظورم امثال کابلی است نه جناب آشوری) عموماً کسانی هستند که به دلیلی با حکومت مشکل دارند و فرهنگیهای حکومتی مثل حداد عادل یقیناً هر چه اینان بگویند را قبول نخواهند کرد. برای همین فکر میکنم اگر آنان این قضیه را رها کنند و کار را به امثال جناب آشوری که تنها دغدغهشان زبان است بسپارند برای نهضت اصلاح رسمالخط بسیار بهتر خواهد بود. از همین زاویه در کنار ارج نهادن به تلاشت برای اصلاح این خط، دوست دارم این یادداشتت را حداکثر بلند فکر کردن بنامم تا نسخه پیچیدن یک نفره برای خط. گذشته از اینها با قسمتی از پیشنهاداتت موافقم ولی چند نکته به ذهنم رسید:
1: شکستن کلمات مرکب بهترین دلیل برای اصلاح خط است، چون واقعاً خوانش را راحت میکند. برای مثال من تاکنون به همآهنگ دقت نکرده بودم. ولی سخت هم خواهد بود. برای مثال جا انداختن دانشجو واقعاً کار سختی به نظر میرسد.
2: در کامنتها یکی پیشنهاد داده بود در ضمایر ملکی الف را حذف کنید. دلیل خواسته بودی. به نظر من ضمایر ملکی مستقل نیستند مانند فعل استن (عزیزمای) که لازم باشد بر جدا بودنشان تاکید کنیم و اگر اصراری بر جدانویسی است میشود الف را حذف کرد که آن سکتهای که به نظر میرسد حذف بشود، مثلاً در «کتابام»، الف فقط پایه فتحه است و همان طور که در «کتابشان» الف نداریم که پایه کسره شود (یعنی بشود کتاباشان) میشود الف را حذف کرد، کتابم، کتابت، کتابش، کتابمان و...
3: با حذف تنوین و یا تشدید به کل مخالفم. همانطور که خوابگرد گفته بود اگر بحث خوانا کردن خط است و نیز صیانت از ریشه خط نباید مرتکب چنین اشتباهی بشویم. حذف تشدید مثل این است که بگوئیم از این به بعد «ط» را از نوشتن حذف کنیم ولی بخوانیمش. تنوین هم همینطور. کلمهای مانند فعلن نه فارسی است نه عربی و مفهومی که کلمه «کلاً» منتقل میکند را (از لحاظ ریشه) «کلن» نمیتواند بفهماند. اگر اصراری بر فارسیسازی است میشود پیشنهاد جناب آشوری (البته اگر اشتباه نکرده باشم) را به کار برد، یعنی به جای «کلاً» بنویسیم «به کل» یا هر عبارت فارسیتر دیگر.
4: این عربیزدایی از زبان چیز عجیبی است. به نظر من (که البته این فقط نظر من نیست) بخش زیادی از شیوایی این زبان مدیون عربی است که در شیوایی آن کسی شک ندارد. حذف اسامی عربی از فارسی شاید توجیهی داشته باشد ولی حیف است افعال عربی را سعی کنیم حذف کنیم. این عربیزدایی به اصلاح خط هم رسیده است که با تنوین و تشدید درگیر شدهایم. پذیرش اینکه این دو زبان بر هم اثر گذاشتهاند و در این اثرگذاری هیچ ایرادی نیست این همه سخت است؟
میرزا | January 28, 2007 04:39 PM
خيله خوب باشه سعي مي كنم رگهاي غيرتم را كمي بخوابانم و دلايل معنوي بياورم. البته بايد اعتراف كنم كه اين بحث خط فارسي كم كم دارد ميشود چيزي شبيه دعواهاي قومي قبيلهاي. براي همين رگهاي غيرت زود متورم ميشوند.
ببينيد اولا تغيير خواهي نخواهي رخ ميدهد. چه در خط و چه در زبان. اما بايد بدانيم كه تغيير در زبان خيلي خيلي سريعتر از تغيير در خط است.
دوم آنكه تغييرات مصنوعي بيفايدهاند و گاهي مضحك.(باز هم در خط و زبان) اما تغييراتي ماندگارند كه طبيعي رخ داده باشند. اگر يكدفعه بياييم بگوييم از فردا همه بنويسند امروز، هم كلي مخالف و دشمن براي خود دست و پا كردهايد (از جمله من!) و هم به راحتي حتي از طرف موافقانتان اين قانون نقض ميشود. اما به مرور زمان بعضي كلمهها بنا به دلايلي (و گاهي به خاطر يك اشتباه جمعي) رسمالخطشان عوض ميشود. مثلاً يك قرن پيش "حويج" درست بود. اما شايد به علت بيسوادي عدهاي تبديل شد به "هويج" و حالا اگر كسي بنويسد حويج بيسواد است. اين تغيير تدريجي بوده و طبيعي. اما احتمالا يك دورهاي كلي از علما و باسوادها حرص و جوش خوردند و هي به مردم گفتند بابا حويج درست است اما زحماتشان به باد رفت و هويج ماندگار شد. حالا هم همينطور است. مثلا من ميتوانم پيشبيني كنم كه روزي عدهاي جوان از روي كمسوادي بنويسند: بلخره به جاي بالاخره. و عدهاي دعوا راه بيندازند كه اين اشتباه است. 50 سال بعدش ميگويند هردو املا صحيح است و 50 سال بعد هم ميگويند بالاخره غلط است چون مربوط به رسمالخط كهن است و در رسمالخط جديد بلخره درست است.
تغيير آني(و مصنوعي) فقط از عهده يك دولت قدرتمند برميآيد. يعني يك باره دولت تمام كتابهاي درسي را عوض كند و به تمام معلمان و ادارات و همه انتشاراتيها ابلاغ محكمي كند براي تغيير رسمالخط و جريمه در نظر بگيرد و... كه هزينه زيادي دارد و عرضه ميخواهد. (و در كشوري كه مشكلات غير رسمالخطياش اينقدر زياد است تقريبا محال است چنين وقت و هزينه و مديريتي وجود داشته باشد.)در غير اين صورت هر كس هر چقدر هم حرفش منطقي باشد نميتواند 70 ميليون آدم را ملزم كند كه بنويسند امروز. (البته حرفتان درباره پيشوند ام هم درست نيست)
اين از قضيه دستكاري طبيعي و مصنوعي. قضيه فشار آوردن تغييرات زبان به خط و قاطي كردن مباحث زباني و خطي بحث ديگري است كه انگشتانم ياراي ادامه دادن بحث را ندارند و اگر بازهم دوست داشتيد در برنامه بعد برايتان مينويسم. اگر هم نخواستيد كه هيچ.
ساراs | January 28, 2007 01:44 PM
البته رعایت اعراب در وب بد هم نیست حسین جان. اول به خاطر فیلترینگ و دوم به خاطر موتورهای جستجو و کاربرانی که به دنبال کلمات نامربوط هستن با اعرابی شبیه به کلمات مربوط و موجه. که البته مورد دوم بد هم نیست، شاید تحت تاثیر هم قرار گرفتند و دنبال چیزهای درست گشتند.
منیری | January 28, 2007 12:34 PM
سوال: چرا شما فعل های مرکب (اگر اسمش همین باشه) رو با خط تیره از هم جدا می کنید؟
مثلا جایگزین – کردن ...
ساغر | January 28, 2007 10:17 AM
سامان فقط من بودم دیگه؟ من با اصل قضیه موافقم. اینایی که گفتم به نظرم اشکال داشت. به نظرم پیشنهاد داریوش آشوری متعادلتر از همه باشد.
saman | January 27, 2007 04:08 PM
مرسي. سامان و كاوه حرف مرا زدند. كاملا با آنها موافقم.و بسيار با شما (كتابلاگ) مخالفم. البته اين را قبلا هم گفته بودم اين بار آمده بودم توضيح بدهم كه ديدم كاوه و سامان حرف مرا زدهاند.
§§§
کتابلاگ (به سارا)::: دلایل قوی باید و معنوی/ نه رگهای گردن به حجت قوی! اگر مخالف سر - سخت هستید دلیل بیاورید تا بتوانیم بحث و رایزنی کنیم.
ساراs | January 27, 2007 02:18 PM
دوست من خسته نباشيد
كتاب لاگ رامرورنمودم آرزوي موفقيت دارم
اميد كه درفرصت مناسب واردجزئيات نوشته ها بشوم
زيراهم اكنون با كتاب لاگ آشنا شدم
لطفاوبلاگ صاحب اين قلم راويزيت ودرلينكدوني منعكس نمائيد
مسعود
مسعود بيزارگيتي | January 26, 2007 09:01 PM
امروز رو حتمن بايد بسيط حساب كنيد. همين طور گوشواره و پيشنهاد. در يافتن اين دلالت ثانوي توي اين واژهها که این همه به این شکل به کار رفتن اصلن کار سادهای نیست. "ام" و "واره" که اصلن وندهای مردهایان و جز در همین جور کلمهها پیدا نمیشن. گذشته از اون اصلن گاهی این دلالتهای ثانویام کمابیش حالت قراردادی دارن. یه مثال ساده. لازم نیست خیلی به عقب برگردیم. به بعضی نوشتههای دورهی پهلوی که نگاه کنید میبینید "پیشنهاد" به معنی الگو به کار رفته. میبینید چه فاصلهای داره؟ این هم یه جور قرار داده که ما به این معنی به کارش ببریم. هاتغيير شكل الله هم اشتباه است.
§§§
کتابلاگ (به سامان)::: همانطور که گفتم شاید مثالهای مناسبی انتخاب نکرده باشم اما شما که با اصل قضیه مخالف نیستید؟
saman | January 26, 2007 05:01 PM
Baa Salaam, I'm not expert of this area but I like some of your idea very much. I disagree with removing(or forcing) arabic words from Persain language. Please read Dr. Hessabee(U of Theran) physics book you see what I mean.
Truly,
Mohammad Bidgoli
Yours, Mohammad Bidgoli
Mohmmad Bidgoli | January 26, 2007 04:39 PM
کتابلاگ یا کتابلاگ؟
§§§
کتابلاگ (به پویان)::: «کتابلاگ» نام خاصیست که با بهرهگیری از ترکیب زیباشناختی حرف «ب» به عنوان آخرین حرف کلمهی «کتاب» و اولین حرف کلمهی «بلاگ» ساخته شده. پس «کتابلاگ» نه «کتابلاگ»!
pouyan | January 26, 2007 12:28 PM
با اصلاح خط فارسی موافقم اما به نظرم عربی زدایی کار بی هوده ای است
§§§
کتابلاگ (به میلاد)::: جواب شما هم در پاسخی که به «سارا» دادهام آمده.
میلاد | January 26, 2007 11:46 AM
این جدانویسی شما چیزی شبیه فاجعه را رقم می زند. در ضمن اینکه هر کسی بیاید و ساز خود را بزند اصلا کار صحیحی نیست. یکی بر جدانویسی تاکید کند و دیگری بر سر هم نویسی. این دو مرز افراط و تفریط زبان را به مرگ می رساند. باور نمی کنید؟ امتحان کنید و شاهد مرگ آن باشید.
§§§
کتابلاگ (به کاوه)::: چه دلیلی دارید که پیوستهنویسی باعث مرگ زبان نمیشود اما جدانویسی که به سادهسازی آن کمک میکند باعث مرگاش میشود؟!
کاوه | January 25, 2007 11:13 PM
امروز که مرکب نیست! مشتق هست ... شک نکن.
تازه جدا نویسی امروز هم خیلی زشتش میکنه، روش یه تجدید نظری بکن
§§§
کتابلاگ (به مهرداد)::: همانطور که در پاسخام به نظر مهدی اشاره کردم شاید مثالهایی که آوردهام، نا – مناسب باشند اما بگویید با اصل قضیه موافقاید یا مخالف؟
mehrdad | January 25, 2007 10:34 PM
براي نقد مطالب نانيكوي ناصر پورپيرار به تاركده بنده سر بزنيد
sasan | January 25, 2007 06:27 PM
آقا خیلی زحمت کشیدید واقعا جای تقدیر دارد...تکلیف شب جمعه ی ما را هم جور کردید...بخوانیم و بهره ببریم.
سینا هدا | January 25, 2007 03:49 PM
کلمه سلام رو چه طوری مينويسيد؟ Salaam یا Salam؟
1. در فرانسه با يکی از اساتيد زبان فرانسه که با زبان فارسی آشنايی داشت بحث ميکرديم در مورد مقايسه زبانها، ميگفت که در زبان فارسی اوّل جمله و پاراگراف رو نميشه مشخص کرد و مشخص کردن پايان جمله با نقطه هم خيلی مشکله.
2. مشکلی که گاهی در سايتها مشاهده می گردد نوشتن اعداد دارای رقم اعشار است. مثلا اين خبر رو ببينيد……….. بودجه پژوهشي پيشنهادي كميسيون دائمي شوراي عالي علوم، تحقيقات و فنآوري در سالهاي 1386، 1387 و 1388 را به ترتيب 26/1، 87/1 و 5/2 درصد GDP عنوان كرده بود……
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-866138&Lang=P
در چنين مواردی نميشه اطمينان کرد که عدد از راست به چپ نوشته شده يا نه. چنانکه در خبر مزبور رقم 87/1 درصد GDP برای سال 88 غير واقعی بنظر می رسه!
3. الان همه از زبان الفبای لاتين در ايميل هاشون استفاده ميکنند و کم کم جا افتاده که در محيط اينترنت، فارسی رو با الفبای لاتين بخونيم و بنويسيم
با الفبای لاتين ديگه مشکل حرف بزرگ و کوچک وجود نداره، ولی در مقابل اين مشکل هست که همه به يک روال نمی نويسند. استفاده از نرم افزار هايی مثل En2Fa ميتونه کمک کنه که بدونيم اون چيزی که مينويسيم خواننده هم همون طور ميخونه يا نه. مثلا کلمه سلام رو چه طوری مينويسيد؟ Salaam یا Salam؟
اگر همه با يک روال از زبان فينگليش (فينگليسی ) استفاده کنند مشکلات فوق شايد راه حلی پيدا کنند.
هر چند پيشنهاد اينکه فارسی با حروف لاتين شوک آور است ولی حقيقت داره و دستکم در ايميلها براحتی از اين زبان استفاده ميشه.
§§§
کتابلاگ (به دانشجو)::: ما میخواهیم خط فارسی را اصلاح کنیم نه نابود!
daneshju | January 25, 2007 01:49 PM
سلام
اینجور یادداشتها میتوانند فضای بیشتری برای همفکری درست کنند و از این نظر باید گفت خسته نباشی.
من ضمن این که با نظر کلی تو مبنی بر سادهسازی موافقام، اما بی که بخواهم پیشنهادهای تو را رد یا قبول کنم، تو را متوجه چند نکته میکنم:
یک این که اگر "ما باید میراث اجدادیمان را از «نشانههای» زبان عربی جدا کنیم"، چرا نباید از «واژهها» و «کاربردها» جدا کنیم؟
این که زبان فارسی مثل خیلی زبانهای دیگر پذیرنده باشد و بتواند زبانهای دیگر را در خود حل کند، بد است یا خوب؟
در یادداشتت چرا موضوع «زبان» و «نگارش» درهمرفتهاند؟ و آیا در وادی ادبیات بودن لزوماً به مفهوم در وادی زبان و نگارش بودن هم است؟
اصلاح خط آیا صرفاً به تسلط بر زبان و واژه و آوا نیاز دارد یا به مطالعه و شناختِ مباحثی چون تاریخ نگارش، تطورات دورهای، دگرگونیهای سیاسی، اجتماعی، جامعهشناسی زبان، آسیبشناسی زبان و نگارش و زیباییشناسی هم نیاز دارد؟
اگر مثلاً امروز را باید «امروز» نوشت تا همیشه روشن بماند که «ام» مفهومی مستقل داشته، چرا تنوین را باید با نون نوشت تا بعدها گم شود که این واژه اساساً فارسی نیست، ولی زبان فارسی آن را در خدمت خود درآوده؟
معیارمان برای همین جدانویسیها چیست؟ اگر «نمایشنامه» را باید جدا نوشت مثلاً برای این است که بنواژههای زنده، روشن بمانند، ولی آیا «ام» در «امروز»، زنده است؟
اگر بنا به سادهسازیست، «نگاهام» در عبارت شاعرانهی «من نگاهام» یعنی «نگاهِ من» یا «نگاه استم»؟
آیا اصولاً میتوان برای پدیدهای که ذاتش هالهای و پویاست، خطکشهای دقیق گذاشت؟ یا میشود به راهحلهای میانه رسید که برآمده از معیارهای چرخنده است؟
نکات بسیار دیگری ـ باز هم بی آن که بخواهم پیشنهادهای تو را رد یا قبول کنم ـ به ذهنم میرسد برای طرح موضوع که گنجایش کامنت را ندارد و خلاصه میکنم که همهی تلاش محققانی چون آشوری و دیگر استادان منصف این بوده که بگویند نمیتوان با زبان و خط، با پیشفرضهای عقیدتی و بهشکل دگم برخورد کرد. میپرسم که مرز مشخص میراث اجدادیمان کجاست؟ حدود بیست و هشت نسل پیش از ما اجداد ما محسوب نمیشوند؟ مرز این تعریف کجاست و چرا؟ با اینحال و باز به قول آشوری، باید قدر کسانی را دانست که با سختگیری بسیار، واژههای مهجور فارسی را زنده نگه میدارند؛ چون درست است که گسترش نمییابد، ولی برای پژوهندگان غنیمتیست تا آن را در مقابل سوی افراطی دیگر بگذارند و برای جامعهای که همواره برای پذیرش خویش، بیآنکه بداند، حد وسط را نگاه داشته، نسخه بپیچند و پیشنهادهای درکشدنی و درنگیدنی بدهند. تنها از این نظر است که یادداشتت با همهی اشکالاتی که در بنیان و تحلیل دارد، ارجنهادنیست و باید سپاس گفت.
سیدرضا شکراللهی
:::: خوابگرد | January 25, 2007 01:33 PM
با ساده کردن خط فارسی کاملن موافقم. خوشبختانه من تعدادی از این موارد رو رعایت میکنم. اما قسمت سخت ماجرا جدا نوشتن ضمیر ملکی به نظر می رسه
ناتالی | January 25, 2007 01:07 PM
منظورم مقاومت در برابر آن بود!
ساراs | January 25, 2007 10:24 AM
ايرادهاي اساسي در اين نوشته شما هست. خيلي اساسي
حتما سر فرصت جواب ميدهم. شما بدجوري خط را با زبان خلط كردهايد و بدجوري تعصب ضد عربي داريد. عربي وارد فارسي شده و مقاومت با آن بي فايده است.
§§§
کتابلاگ (به سارا)::: من فقط پیشنهاد حذف نشانههای عربی از زبان فارسی را دادهام؛ اتفاقن وام – گرفتن یک زبان از زبانهای دیگر، البته در حد معقول، بهعقیدهی من نشان از پویایی آن زبان است و من مخالف سر - سخت حذف غیر منطقی (روی این کلمه تاکید میکنم) کلمات عربی از زبان فارسی (مثلن به شیوهای که دکتر جلالالدین کزازی به کار بسته) هستم. استفاده از نشانههای زبان عربی درست به این میماند که از «اکسان»های خط زبان فرانسه در نوشتار فارسی بهره بگیریم! من پیشنهاد و فقط پیشنهاد حذف این نشانههای عربی و استفاده از جایگزینهای فارسی آنها را دادهام.
ساراs | January 25, 2007 10:22 AM
اصلاح خط نیاز به این دارد که آگاهی زبان شناسی و واژه شناسی و همچنین آواشناسی درستی داشته باشیم اگر جدا نویسی باعث کمک هر چه بیشتر شود پس در آن کوشا باشیم
فرشته | January 25, 2007 09:23 AM
میخواستم از کار قشنگتان(گذاشتن رمان یاروسلاو هاشک)تشکر کنم.درود بر نبوغ او
روزبه | January 25, 2007 01:26 AM
اما در مورد کلمات ترکیبی اصلن موافق نیستم. وقتی مینویسیم امروز، همه مفهوم این کلمه رو میفهمن. همه میدونن امروز یعنی چی. ولی وقتی مینویسی امروز، این سوال پیش میآد که «ام» یعنی چی؟ این کار خوندن یه متن ساده رو هم با مشکل مواجه میکنه. دچار سکته میشی موقع خوندن. حتی تو که میدونی معنی «ام» چیه، با هر بار دیدن امروز یاد معنی «ام» و باقی قضایا میافتی و اصل ِ جمله از دستت در میره. یا مثلن در مورد هماهنگ، از لحاظ آوای طرز خوندن هماهنگ با همآهنگ فرق میکنه، و قبول داری که ما موقع حرف زدن همهمون میگیم «هماهنگ» نه «همآهنگ». فکر میکنم بهتر هست این کلمات به همون شکلی که نوشته میشدن نوشته بشن، اگر کسی دوست داشت که بدونه اون کلمه از کجا اومده یا از ترکیب چه کلماتی درست شده، میتونه بره سراغ پیدا کردنش.
§§§
کتابلاگ (به مهدی)::: در این مورد من اصلن دلیل تو را منطقی نمیدانم. شاید مثال «امروز» به علت مهجوریت «ام» کمی نامناسب بوده باشد اما نمیپذیرم که «اگر کسی دوست داشت که بدونه اون کلمه از کجا اومده یا از ترکیب چه کلماتی درست شده، میتونه بره سراغ پیدا کردنش» دلیلی منطقی برای رد پیشنهاد جدانویسی واژههای مرکب باشد.
mehdi | January 25, 2007 01:23 AM
درود
براي نخستين بار نوشتهاي كه از ديد من براي وارد كردن بدعتهاي جديد به اين زبان بيصاحب تقرير شده است رو تا آخر خوندم.
دوست عزيز اينكه واژههاي بيگانه را با واژههاي فارسي مخلوط نكنيم، اينكه نشانههاي جمع را به كلمههاي بزرگ نچسبانيم و بسياري قواعد ديگر ازين دست بسيار خوبند و واقعن نوشتههاي فارسي را زيباتر ميكنند ولي چيزي كه شما امروز اعلام كرديد و بسياري ديگر چند گاهي است كه انجام ميدهند بيشتر تيشه بر رابطهي كودكان امروز با نوشتار ديروز زدن است. كودكاني كه حتمن شما هم قبول داريد كه هرچه ميگذرد بيشتر با عناصر فرهنگي گذشتهشان بيگانه ميشوند. ناهنجاري در نوشتار فارسي از زماني شروع شد كه اولين غربزدههاي اين مملكت با ژست روشنفكري از فرنگ بازگشتند و براي متفاوت نشان دادن خودشان سبك گفتار و نوشتارشان را بهعمد تغيير دادند و بعد گلهاي گوسفند هم براي روشنفكر شدن بع بع كنان به دنبال آنها راه افتادند. بهتر است ما اين مسير را ادامه ندهيم چرا كه خط فارسي تفاوتهاي بنياديني با خط لاتين دارد و اينكه چون خواندن كلمههاي لاتين به دليل اينكه حروف جدا ازهم بسيار سادهتر از فارسي است دليلي به غايت دور از منطق است. اين قبيل قياسها مانند اين است كه فردا روزي بگوييم بيشتر مردم دنيا اول صفت ميآورند و بعد موصوف پس ما هم ازين به بعد اينگونه سخن بگوييم. دوست عزيز ما منابع غنياي براي شيوهي نوشتار فارسي داريم كه ميتوانيم از آنها استفاده كنيم. اينكه خستگي را به صورت خستهگي بنويسيم نشانگر بياطلاعي ما از ريشههاي زباني و واژه شناسي است چرا كه به يك "هاي" غير ملفوظ كه فقط براي نشان دادن صداي زبر (و بعدها زير) بجاي گ در كلمهي خستگ جايگزين شده است شخصيتي جعلي دادهايم. در واقع خستگي از دو قسمتي خستگ و ي تشكيل شدهاست. مثالهاي ازين دست بسيارند.
بدرود
§§§
کتابلاگ (به بابک):::
دوست خوب، به مواردی که مطرح کردهاید جداگانه پاسخ میدهم. ابتدا اینکه من مخالف دگرگونی خط، که موجب قطع ارتباط ما با میراث گذشتهمان میشود هستم، من فقط با سادهسازی و اصلاح خط، آن - هم در حد معقول موافقام و گمانام از مواردی که مطرح کردهام نیز بوی دگرگونی کلی خط به مشام نمیرسد. دو دیگر اینکه من متوجه نشدهام شما با کدام – یک از موارد مطرح شده مخالفاید؟ چه اینکه خود شما «حتمن» را به شیوهی دگرگون شده (شکل حاضر) نوشتهاید! در مورد «خستهگی»، «بردهگی»، «زندهگی» و موارد مشابه و اینکه باید «خستگی» و «بردگی» و «زندگی» باشند یا به شکل پیشین، صادقانه اعتراف میکنم خود من هنوز نتوانستهام یکی را بر دیگری ترجیح دهم و به هماین علت از اظهار نظر در یادداشتام خودداری کردم. اگر «برده» درواقع «بردگ» بوده و باید به شکل «بردگی» نوشته شود و نه «بردهگی»، لابد تصدیق میکنید که «شامپانزه»، «شامپانزگ» نبوده و به این سادگی نمیتوان اظهار کرد که «شامپانزگی» بهتر از«شامپانزهگی»ست! (مثال شامپانزه را به نقل از «ایرج کابلی» آوردهام).
بابك | January 25, 2007 12:50 AM
چطور هست که فعلهای ام-ای-است-ايم-ايد-اند رو جدا (با فاصله) بنويسم و با الف، ولی ضماير ملکی رو چسبيده و بدون الف. اينجوری: نگرانت هستم. نگران ام.
§§§
کتابلاگ (به مهدی)::: شیوهای که اشاره کردهای یعنی جدانویسی صورتهای مصدر «استن»، جای تامل دارد و لابد میدانی که کسانی (از جمله داریوش آشوری) آنرا به کار بستهاند. با این همه من معتقدم («ام، ای، است، ایم، اید، اند») وقتی از کلمهی قبلی خود جدا نمیشوند به لحاظ زیباشناسی نسبت به وقتی که جدا نوشته میشوند برتری دارند. نیز بهعقیدهی من، فهم ترکیبهای «خستهام» و «نگرانام» به شکل پیوسته، آسانتر از «خسته ام» و «نگران ام» است؛ بهخصوص وقتی که در میان جملات و سطور مختلف یک کتاب نشسته باشند و نه اینگونه تک.
راجع به پیشنهادت دربارهی اینکه ضمایر ملکی را باحذف الفشان بنویسم (مثلن کتابت به جای کتابات)، میخواهم بپرسم دلیلی که برای این شکل نوشتن اقامه میکنی چیست؟ اگر دلیل بیاوری میتوانیم روی این موضوع بحث بیشتری کنیم.
mehdi | January 25, 2007 12:48 AM
همه حرفهاتون متين.ولي جناب جاوید این واو زینت رو ما قبل از حمله مهربانانه اعراب میان کلماتمون داشتیم فقط فرقش با الان اینه که قبلا همانطور که نوشته می شده تلفظ هم می شده ولی الان واو تبدیل به زینت شده با این اوصاف ما برای حفظ میراث باستانی خودمون این واو رو برداریم یا برنداریم؟
§§§
کتابلاگ (به لاله)::: حق با شماست، این «و» زینت ِ وسط کلماتی مثل «خواهر» در سدههای پیشین خوانده میشده و سپس در گذر تاریخ به یک حرف زینتی تبدیل شده است. تفاوت نوشتار و تلفظ کلمات، فقط مختص فارسی نیست. مثلن در زبان فرانسه گاه شیوهی نوشتاری حروف با تلفظ آنها زمین تا آسمان فرق دارد. حرف من این است که چون در فارسی چنین مواردی محدود است و تعداد کلماتی که این حروف زینتی در آنها به کار رفته اندک است، میتوان برای سادهسازی و یکسان - سازی خط فارسی از پیشینهی تاریخی آنها چشم پوشید. مگر چند کلمه مثل «خواهر»، «خواب»، «خواندن» و .. داریم که در آنها «و» زینت به کار رفته؟ با حذف حروف زینتی اینجور کلمات یک «استثنا» را از زبان و خط «کم – استثنا»یمان حذف میکنیم و به شکلگیری یک قانون نوشتاری مشخص نزدیک میشویم.
لاله | January 24, 2007 11:18 PM
خب جمع کردن این پیشنهادها کار خوبیه. ولی به نظرم هنوز پایهای تر از این حرفها مشکل داریم. نیمفاصله جا نیافتاده، نقطهگذاری مشکل داره و از اینها بدتر به نظرم در اینه که املای کلمات رو درست نمیشناسیم و در نتیجه غلطهای املایی سر به فلک میزنه، اون هم بین کسانی که قاعدتاً باید آشنایی داشته باشن.به هر حال گفتنش و به طور دائم شنیده شدنش مثل کاری که آشوری میکنه و گاهی خوابگرد، خیلی خیلی موثره، حداقل بین کسانی که توجه میکنن.
میترا | January 24, 2007 11:12 PM
سلام
من هنوز مطلب رو نخوندم.ولی من هم صد در صد با ساده سازی زبان موافقم.
محمد | January 24, 2007 10:38 PM