ادبيات و هنر
اميرمهدى حقيقت
مهستى شاهرخى
شبنویس
مجتبا پورمحسن
تادانه
منیرو روانیپور
ناصر غیاثی
خلیل پاکنیا
حسن فرهنگی
حسین نوشآذر
بهاره آروین
ماکان مهرپویا
دوات
كتابهاى عامهپسند
دیهور
مهدی مرعشی
مسخ
كتابلاگ
سودارو
محسن بنیفاطمه
مينيمالها
کتابخوانه
مریم منصوری
آخرین مترو
غلاف تمام فلزى
شیرین کریمی
احسان عابدى
داود پنهانی
جواد عاطفه
سعید کمالیدهقان
رمزآشوب
آدم و حوا
سپینود
عباس معروفى
شمیده
پروژکتور
اسد امرایی
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
تیلهباز
اكبر سردوزامى
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
پابرهنه بر خط
سردبیر: خودم
دورترها
قصههای عامهپسند
مریم جعفراقدمی
عصیان
بیلی و من
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
میرزا پیکوفسکی
خورشید خانم
آیدین فرنگی
سرزمین رویایی
سیدمهدی حسینی
سایه
چندگانه
روزنامهنگار نو
علیرضا مجیدی
سیبستان
جستوجوی کلمات
عطا صادقی
مریم گلی
دژاوو
آشپزباشی
الفبا
شرح
زننوشت
تندیس
شراگیم
ف م سخن
هنوز
پونه ابدالی
مریم حسینخواه
ختمالغرایب
خشم و هیاهو
کوچه
خواب زمستانی
شیرین احمدنیا
آبچینوس
سورئالیست
امشاسپندان
پرگلک
شهلا شرف
گفتار
روبو
نقطه ته خط
الپر
by BlogRolling
« نمایشنامههای "هارولد پینتر" ـ 2 : سرایدار [The Caretaker] | Main | آتشی ز کاروان جدا مانده ... »
نمایشنامههای "هارولد پینتر" - 3 و 4 : "اتاق" [The Room] و " مستخدم ماشینی" [The Dumb Waiter]
نمایشنامههای "هارولد پینتر" – 1 : درد مختصر [A Slight Ache ]
نمایشنامههای "هارولد پینتر" ـ 2 : سرایدار [The Caretaker]
اتاق
هارولد پینتر
ترجمهی: م.ف. آستیم
ناشر: دنیای کتاب سال نشر: 1349
اشخاص:
برت هاد (يک مرد حدودن پنجاه ساله)
رز هاد (همسر برت )
آقای کيد (صاحبخانهی برت و رز)
تاد ساندز( مردی که قصد اجارهی اتاقی از آقای کید دارد)
کلاريسا ساندز (همسر تاد)
رايلی (يک سياهپوست کور)
"اتاق" (1957)، اولین نمایشنامهای است که "هارولد پینتر" نوشته است و دربارهی آن گفتهاند که "پینتر" آنرا به خواهش یکی از دوستانش که قصد روی صحنهبردن نمایشی را داشته نوشته و نوشتن آن، چهار روز بیشتر وقت او را نگرفته است.
با این حال، "اتاق" معرفیکنندهی فضا و مولفههای کلی نمایشنامههای هارولد پینتر است؛ یک اتاق، فضایی بیروح و سرد و انسانهایی که در برقراری ارتباط با هم دچار مشکل هستند.
در صحنهی ابتدایی "اتاق"، همانند صحنهی آغازین نمایشنامهی "درد مختصر"، شخصیت مرد نمایش پشت میز نشسته است و مشغول مطالعه است و شخصیت زن نمایش هم در تب و تاب چیدن میز؛ با این تفاوت که جای "ادوارد" را "برت" گرفته است و جای "فلورا" را "رز". برت و رز از ادوارد و فلورا مسنتر هستند و با وجود تفاوت ماجرایی و ساختاری این دو نمایشنامه، بهعقیدهی من هر دوی آنها درونمایهی یکسانی دارند که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد.
برت پشت میز نشسته است و مجله میخواند و رز در حال آمادهکردن عصرانهی اوست. هوا بسیار سرد است و برت قصد دارد که از خانه خارج شود و رز با توجه به اینکه خیابانها یخبسته است و بهرانندگی برت نیز چندان اطمینانی نیست، نگران است. رز با علاقهی تمام عصرانهی برت را آماده میکند و مدام قصد دارد با مهربانی و برخوردخوش برت را خشنود کند، اما برت، انگار که گنگ باشد، حتی یک کلمه هم به زبان نمیآورد؛ حتی وقتی آقای کید، صاحبخانهی پیر آنها به اتاقشان میآید و سعی دارد به هر طریق ممکن برت را به حرف بیاورد، قفل سکوت او شکسته نمیشود و این رز است که باید بهجای او به پرسشهای آقای کید پاسخ دهد. با خروج برت و آقای کید، رز صدایی از راهپله میشنود و پس از بازکردن در با آقا و خانم ساندز مواجه میشود که قصد اجارهی یکی از اتاقهای خانهی بزرگ آقای کید را دارند اما نتوانستهاند اتاق او را پیدا کنند. رز آنها را بهداخل میآورد و متوجه میشود که آندو در جستجوی آقای کید به زیرزمین ــ (که رز همیشه از نموری و غیرقابل سکونت بودن آن در هراس است) ــ رفتهاند و در آنجا با مردی مواجهشدهاند که در تاریکی محض و سرما نشسته بوده است. بعد از رفتن "ساندز"ها، باز سر و کلهی آقای کید پیدا میشود. او از رز خواهش میکند که اجازه دهد مردی که یکهفته است اینجا منتظر فرصتی است که با او ملاقلات کند (و حالا با خروج برت از خانه این فرصت فراهم شده) به دیدار او بیاید؛ این مرد همان مردی است که در زیرزمین بوده و سیاهپوست کوری است به نام "رایلی". برخورد "ریلی" و "رز" حالتی معماگونه و چندپهلو دارد و نهایتن هم مشخص نمیشود، رابطهی ایندو چیست؛ هرچند ظاهر امر بر رابطهی دور از ذهن پدر و فرزندی بین آنها حکایت دارد و از طرف دیگر در برخوردی متناقض، رز منکر هرگونه آشنایی بین خود و رایلی است. آنچه واضح است این است که رایلی مزاحمی است که به خلوت "رز" وارد میشود و آرامشی را که او در آن اتاق دارد، بر هم میریزد.
از ایننظر، همانطور که اشاره کردم "درد مختصر" و "اتاق" بسیار بههم شباهت دارند؛ آنجا هم "پیرمرد کبریتفروش" مزاحمی است که وارد خلوت "ادوارد" و "رز" میشود و سکوت و سکون آن را ـ همانطور که "رایلی" آرامش "رز" و "برت" را ـ بههم میزند؛ هرچند که روابط هر دو زوج هم در "درد مختصر" و هم در "اتاق" بسیار سرد و علیرغم ظاهر فریبندهاش از درونپوسیده و فروریخته است.
مستخدم ماشینی
هارولد پینتر
ترجمهی: م.ف. آستیم
ناشر: دنیای کتاب سال نشر: 1349
اشخاص:
بن (یک قاتل اجیرشده)
گاس (همدست او)
اگر در "درد مختصر" و "اتاق" و حتی به نوعی "سرایدار"، عنصر تهدید و عامل دلهره، مجسم است و حتی وجود خارجی دارد، در "مستخدم ماشینی" این تهدید، به یک تهدید درونی بدل گشته است و اگر به این سخن "ویلیام شکسپیر" اعتقاد داشته باشیم که: "بیمهای مشهود كمتر از دهشتهای خیالی هراسانگیز هستند"، باید بپذیریم که عنصر دلهره (بهعنوان عنصری ثابت در آثار هارولد پینتر) به بهترین شکل در "مستخدم ماشینی" بهخدمت گرفته شده است.
نام نمایشنامه یعنی "مستخدم ماشینی" ترجمهایاست سردستی از [The Dumb Waiter] که بهصورت تحتاللفظی "مستخدم گنگ" (یا آنطور که مصطلح شده :پیشخدمت لال) معنا میدهد، اما این اصلاح به نوعی آسانسور کوچک اطلاق میشود که برای حمل غذا در آشپزخانههای رستورانها یا جاهای مشابه کاربرد دارد و اگر قرار باشد، معادل صحیحی برای آن درنظر گرفته شود باید چیزی برابر "آسانسور آشپزخانه" یا نامی در این ردیف باشد. [م. ف. آستیم هم این نکته را در کتاب توضیح داده و اشاره کرده که باتوجه به جاافتادن نام "مستخدم لال" بین فارسیزبانان، به ناچار از عنوان "مستخدم ماشینی" که حق مطلب را بهتر ادا میکند و به نام مصطلحشده هم نزدیک است استفاده کرده است].
باری، "بن" و "گاس" در صحنهی ابتدایی نمایش، در چپ و راست یک آسانسور آشپزخانه (که البته هنوز از وجودش بیاطلاع هستند) دراز کشیدهاند و برای اتفاقی نامعلوم انتظار میکشند. تا نیمههای نمایشنامه درک اینکه آنها که هستند و شغلشان چیست تقریبن ناممکن است و حتی گاهی این شبهه ایجاد میشود که آنها کارگرانی هستند که برای کار در آن اتاق بدون پنجره و پرت سکونت دارند.
اما بعد از اینکه آنها اسلحههاشان را برای تمیزکردن و اطمینان از پر بودن آنها، بیرون میآورند درمییابیم که تصوری که از آنها داشتهایم متفاوت از شخصیت واقعی آنهاست.
جهانی که پینتر در "مستخدم ماشینی" خلق میکند یادآور فضای داستانهای کافکا و بعضن آثار سورئال است و منطق نمایش نیز، منطقی درونی و غیرقابل تطبیق با واقعیتهای جهان بیرون است.
آنها آدمکشهایی هستند که برای قتل کسی اجیر شدهاند و مدتهاست که حرفهی آنها همین است، اما اینبار ماجرا کمی تفاوت دارد؛ ناگهان آسانسور آشپزخانه راه میافتد و پشت سر هم برای آنها کاغذهایی میفرستد که در آن نام غذاهایی که باید به بالا برای سروکردن فرستاده شود، نوشته شده. "بن" میگوید لابد این اتاق مدتی پیش بهعنوان آشپزخانهی کافهای که در طبقه بالا قرار داشته بهکار میرفته و حالا با برچیدهشدن آن کافه بلا استفاده شده، اما مشخص نیست که اگر اینطور است پس کاغذهایی که از بالا میآیند و غذاهای متنوعی را درخواست میکنند با چه توجیهی فرستاده میشوند.
اینجا باز با یکی از مولفههای نمایشنامههای پینتر که من نام آنرا "تاویلپذیری چندوجهی" میگذارم مواجه هستیم. یعنی هرکس به فراخور پیشفرضها و نوع نگاهی که به جهان پیرامون و بهطور اخص واقعهی اتفاق افتاده در نمایش دارد، خوانش یا برداشت متفاوتی از متن و نمایش خواهد داشت و بههیچعنوان نمیتوان یک حکم کلی صادر کرد.
در انتهای نمایش شاهد هستیم "گاس" که قاعدتن باید برای اجرای نقشهی قتل مهیا شود و با "بن" آنرا تمرين کرده است، ناگهان بهطور غافلگیرکنندهای خلعسلاح شده و خسته و ژولیده وارد صحنه میشود و آنطور که مفسران آثار پینتر نوشتهاند، اینبار "عامل تهدید" خود در مقابل تهدید آسیبپذیر و در هالهای از تهدید قرار میگیرد...
کاش همانطور که مترجمها با سرعت بسیار زیاد، مشغول ترجمهی مجموعه آثار نمایشی پینتر هستند (که بهعلت نوبل بردن او، فروششان تضمین شده است)، چند گروه تئاتری هم آستینی بالا میزدند و آثار شاخص هارولد پینتر را روی صحنه میبردند که ما بعد از خواندن آثار او، حسرت به دل نمانیم که کاش میشد روی صحنهی تئاتر کارهای پینتر را تماشا کنیم!
لينکده
نمردیم تا مردن حمید هامون را ببینیم
تصاویر روی جلد کتابهای براتـیـگـان
مجموعـه شـعـر «تـانـگـوی تـکنفـره» سرودهی مجتبا پورمحسن منتشر شد
***تبریک مرا هم بپذیر مجتبا جان***
پروندهی مفصل شهروند امروز برای دهمین سال درگذشت صادق چوبک
جنجال جزماندیشان بهخاطر یک عکس کاملن هنری از دختر ۶ سالهی برهنه
«بهترین بوکرها» به «سلمان رشدی» برای «بچههای نیمهشب» اهدا شد
۱۵ شمارهی «ارغنون» روی نت
اگر نمیدانید با چه گوهر گرانبهایی طرف هستید، اینمطلب را بخوانید
دردنامهای برای یک سرقت ادبی دیگر
آهای نویسندهها، شعرا و مترجمهای احمق! ممیزی که سـانسـور نیست!
روزنامهی «تهران امروز» بهزودی با نام جديد به جـمـع نشريات بازمیگــردد!
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهافارس (گروه ادبیات و کتاب)
مهر (گروه فرهنگ و ادب)
ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
میراث فرهنگی (سرویس کتاب)
بی بی سی (بخش فرهنگ و هنر)
دویچهوله (بخش فرهنگ و هنر)
روزنامهها
کارگزاران
اعتماد
اعتماد ملی
همشهری
سرمایه
حیات نو
تهران امروز (توقیف شده)
روزانه
رادیو زمانه
تابناک
عصر ایران
بالاترین
دو در دو
بلاگچین
بازنگار
بلاگ نیوز
مجلات ادبی - فرهنگی اینترنتی
جن و پری
ماندگار
هزارتو
مرور
دیگران
دیباچه
پندار
جشن کتاب
خزه
والس
آتیبان
فروغ
چند جای دیگر
انتشارات ققنوس
شهروند امروز
گل آقا
آیطنز
کارگاه
ایران تئاتر
آگهان
بخارا
اشا
کتاب نیوز
کتابهای رایگان
قفسه
Références françaises
L'Ambassade de France
Le Monde
Le Point
Le Figaro
RFI
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
powered by:
Movable Type 3.2
designed & developed by:
hamidreza [dot] com
Hosted by: YouPage™
نظرات
سلام. ممنون از متن هایی که در مورد پینتر می گذارید و ممنون که این بار ترجمه ی مستخدم لال را برای این نمایشنامه استفاده نکردید.
Soodaroo | November 20, 2005 08:41 AM