ادبيات و هنر
اميرمهدى حقيقت
مهستى شاهرخى
شبنویس
مجتبا پورمحسن
تادانه
منیرو روانیپور
ناصر غیاثی
خلیل پاکنیا
حسن فرهنگی
حسین نوشآذر
بهاره آروین
ماکان مهرپویا
دوات
كتابهاى عامهپسند
دیهور
مهدی مرعشی
مسخ
كتابلاگ
سودارو
محسن بنیفاطمه
مينيمالها
کتابخوانه
مریم منصوری
آخرین مترو
غلاف تمام فلزى
شیرین کریمی
احسان عابدى
داود پنهانی
جواد عاطفه
سعید کمالیدهقان
رمزآشوب
آدم و حوا
سپینود
عباس معروفى
شمیده
پروژکتور
اسد امرایی
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
تیلهباز
اكبر سردوزامى
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
پابرهنه بر خط
سردبیر: خودم
دورترها
قصههای عامهپسند
مریم جعفراقدمی
عصیان
بیلی و من
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
میرزا پیکوفسکی
خورشید خانم
آیدین فرنگی
سرزمین رویایی
سیدمهدی حسینی
سایه
چندگانه
روزنامهنگار نو
علیرضا مجیدی
سیبستان
جستوجوی کلمات
عطا صادقی
مریم گلی
دژاوو
آشپزباشی
الفبا
شرح
زننوشت
تندیس
شراگیم
ف م سخن
هنوز
پونه ابدالی
مریم حسینخواه
ختمالغرایب
خشم و هیاهو
کوچه
خواب زمستانی
شیرین احمدنیا
آبچینوس
سورئالیست
امشاسپندان
پرگلک
شهلا شرف
گفتار
روبو
نقطه ته خط
الپر
by BlogRolling
« درست بنویسیم | Main | آخرین اجرای نمایش فنز »
شاهکارهای ادبی ـ ۳
صدسال تنهایی گابریل گارسیا مارکز
ترجمهی بهمن فرزانه
نشر امیرکبیر
۳۵۲ صفحه
سال نشر: ۱۳۵۷
صد سال تنهایی
گابریل خوزه گارسیا مارکز
«اگر حقیقت داشته باشد که میگویند رمان مرده است یا در حال مردن است، پس همگی از جا برخیزیم و به این آخرین رمان (صدسال تنهایی) سلام بگوییم!».
(ناتالیا گینزبورگ، نویسندهی نامدار ایتالیایی)
در اشاره به بیوگرافی و آثار «گابریل گارسیا مارکز» به چند سطر اکتفا میکنم: «مارکز» در 6 مارس 1928 در کلمبیا متولد شده و هماکنون هم زنده است و بهعلت بیماری پیشرفتهی سرطان، آخرین روزهای عمرش را تجربه میکند و اغلب در ميان مكزيكوسيتی و كلينیكی در لسآنجلس، شهری كه پسرش «فيلماكر گارسيا» زندگی میكند، در رفت- و -آمد است. مارکز، جایزهی نوبل 1982 را از آن خود کرده و تا آنجا که من اطلاع دارم، تا الان این آثار از او به فارسی ترجمه و منتشر شده است: «پاييز پدرسالار»، «داستان غمانگيز ارنديرا و مادربزرگ سنگدلاش» (درسالهای قبل از انقلاب با ترجمهی بهمن فرزانه)، «كسی به سرهنگ نامه نمینويسد»، «ساعت شوم»، «صد سال تنهايی»، «سرگذشت یک غریق»، «وقايعنگاری یک جنايت از پيش اعلامشده»، «تدفين مادربزرگ»، «بازگشت پنهانی میگل لیتین به شيلی»، «ژنرال در هزارتوی خود»، «عشق سالهای وبا»، «از عشق و دیگر اهریمنان»، «توفان برگ»، «گزارش یک مرگ»، «گزارش یک آدمربایی»، «ماجرای اقامت پنهانی میگل لیتین در شیلی»، «زندهام که روایت کنم» و ...
و اما «صد سال تنهایی»...
من چهار ترجمهی مختلف از صد سال تنهایی دیدهام؛ ترجمههای: «بهمن فرزانه»، «کیومرث پارسای» (که مستقیمن از اسپانیولی انجام شده) ، «محمدرضا راهور» و محسن محیط .
شدیدن توصیه میکنم که اگر سراغ «صد سال تنهایی» میروید فقط و فقط با ترجمهی بینظیر «بهمن فرزانه» باشد؛ هرچند این ترجمه آخرینبار قبل از انقلاب 57، منتشر شده و دیگر هم اجازهی تجدیدچاپ نیافته است، اما میتوان با کمی جستوجو در پیادهروهای روبهروی دانشگاه تهران، یا در کتابفروشیهایی که کتب نایاب میفروشند، یک نسخهی افست آن را با قیمت مناسبی خرید.
این را از این جهت میگویم که ترجمهی کیومرث پارسای بهعلت ممیزی و سانسور، نسبت به متن اصلی کتاب حذفیات زیادی دارد و با اینکه ترجمهی محمدرضا راهور را ندیدهام، میتوان حدس زد که با توجه به ناشناسی مترجم و بازاریبودن کارهای انتشارات چاپکنندهی ترجمهی او (یعنی نشر شیرین)، نبایستی ترجمهی درخوری باشد و ترجمهی محسن محیط هم بهقدری افتضاح است که من هنوز ده ـ پانزده صفحه از آنرا نخوانده کتاب را به گوشهای پرتاب کردم و دیگر هم سراغش نرفتم! این است که میگویم، ترجمهی «بهمن فرزانه»، بهترین ترجمهی موجود از این اثر به فارسی است. به هر حال...
ارائهی یک خلاصه از رمان «صدسال تنهایی»، بسیار دشوار است و علت آن هم علاوه بر حجیمبودن آن، تعدد شخصیتها و وقایع رمان است که همگی در شاخهی اصلی داستان هستند و حذف هرکدام معادل نادیدهگرفتن پارهای از رمان است. با این حال من سعی میکنم یک خط سیر کلی از رمان به دست بدهم. فکر میکنم لازم به اشاره نباشد که «صدسال تنهایی» در ژانر رئالیسم جادویی است که در آن جهانِ خارج، در مقابل جهانِ داستان هویت خود را میبازد و برخلاف مولفههای داستانهای رئالیستی (واقعگرا)، هر اتفاقی منطق داستانی دارد و اینگونه است که بازگشت مردهای به جهان زندگان یا تولد فرزندی که دم دارد
لينکده
نمردیم تا مردن حمید هامون را ببینیم
تصاویر روی جلد کتابهای براتـیـگـان
مجموعـه شـعـر «تـانـگـوی تـکنفـره» سرودهی مجتبا پورمحسن منتشر شد
***تبریک مرا هم بپذیر مجتبا جان***
پروندهی مفصل شهروند امروز برای دهمین سال درگذشت صادق چوبک
جنجال جزماندیشان بهخاطر یک عکس کاملن هنری از دختر ۶ سالهی برهنه
«بهترین بوکرها» به «سلمان رشدی» برای «بچههای نیمهشب» اهدا شد
۱۵ شمارهی «ارغنون» روی نت
اگر نمیدانید با چه گوهر گرانبهایی طرف هستید، اینمطلب را بخوانید
دردنامهای برای یک سرقت ادبی دیگر
آهای نویسندهها، شعرا و مترجمهای احمق! ممیزی که سـانسـور نیست!
روزنامهی «تهران امروز» بهزودی با نام جديد به جـمـع نشريات بازمیگــردد!
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهافارس (گروه ادبیات و کتاب)
مهر (گروه فرهنگ و ادب)
ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
میراث فرهنگی (سرویس کتاب)
بی بی سی (بخش فرهنگ و هنر)
دویچهوله (بخش فرهنگ و هنر)
روزنامهها
کارگزاران
اعتماد
اعتماد ملی
همشهری
سرمایه
حیات نو
تهران امروز (توقیف شده)
روزانه
رادیو زمانه
تابناک
عصر ایران
بالاترین
دو در دو
بلاگچین
بازنگار
بلاگ نیوز
مجلات ادبی - فرهنگی اینترنتی
جن و پری
ماندگار
هزارتو
مرور
دیگران
دیباچه
پندار
جشن کتاب
خزه
والس
آتیبان
فروغ
چند جای دیگر
انتشارات ققنوس
شهروند امروز
گل آقا
آیطنز
کارگاه
ایران تئاتر
آگهان
بخارا
اشا
کتاب نیوز
کتابهای رایگان
قفسه
Références françaises
L'Ambassade de France
Le Monde
Le Point
Le Figaro
RFI
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
powered by:
Movable Type 3.2
designed & developed by:
hamidreza [dot] com
Hosted by: YouPage™
نظرات
dar noskheye englisi ketab in nemoodar hast. manzooretan inast ke nemoodar ra tarjome kardeed?
nemoodar | September 2, 2005 06:22 PM
فقط ممنون
آرش | August 27, 2005 02:00 PM
همیشه نقد هایتان را می خوانم و لذت می برم.
sheida mohamadi | August 26, 2005 11:24 PM
در چهار دیواری لانه ام
آرزوهایم را در عصمت زمین می کارم
و سبز می شوم با سبز
و سبز می شوم با صبر
و هر صبح در آیینه با خود می گویم
سلام زن خوب
سلام...
همه چیز خوب است ؟
sheida mohamadi | August 26, 2005 11:22 PM
خسته نباشید. پارسال در مجله " جشن کتاب" که توسط انتشارات کاروان چاپ می شد مقایسه ای بین سه ترجمه صدسال تنهایی خواندم. خیلی جالب بود. بدون در نظر گرفتن بحث سانسور نتیجه گرفته بود که ترجمه بهمن فرزانه از همه بهتره.
به نظر خودم کاری که مارکز کرد تیزی خاصی می خواست. الان کمتر اثری رو می شه دید که مایه هایی از صدسال تنهایی نداشته باشه
مینا | August 24, 2005 09:28 AM
مدتیه از وبلاگ خونی زده شدم ولی این نوشته بی نظیرت به وجدم اورد صد سال تنهایی رو من هم 4 بار خوندم ولی هر 4 بار با ترجمه بهمن فرزانه
روزبه | August 24, 2005 08:49 AM
جسارتا اگر بپذیرید برای معرفی کتاب بعدی الف بورخس را پیشنهاد می کنم.
شادان باشید./
هادی | August 24, 2005 12:49 AM
ممنون از کار ارزنده ای که انجام می دهید.
بنده ترجمه جناب فرزانه را ندیده ام(هر چند تعریف ها از ان شنیده)...صد سال تنهایی مورد مطالعه بنده ترجمه ای بود از اقای مهندس محمدرضا راه دور( بنابر اطلاعات کتاب عضو فرهنگستان هلند می باشند) که با اندکی اغماض می توان گفت ترجمه شیوایی از رمان است و اگر دوستان مشتاق ترجمه جناب فرزانه را نیافتند بنده انرا پیشنهاد می کنم.(چون متن کامل و سانسور نشده است)
هادی | August 24, 2005 12:46 AM
حسین عزیز ممنون. فقط یک فضولی کوچک بکنم که اشاره به زندهام تا روایت کنم باز هم اثر مارکز اینجا پربیراه نیست. میدانی به چه تعبیرش میکنم؟ به مابعدالطبیعه و اغراض آن. گاهی باورمان نمی شود که اتفاقات ساده چه تاثیری روی نوشتههامان و داستان و رمان دارد. شگفتانگیز است که مارکز صدسال تنهایی را بر پایهی همین اتفاقات در زندگیاش نوشته. باز هم ممنون.
سپینود | August 23, 2005 10:26 PM
سلام. در خبرچین لینک داده شد.
خبرچین | August 23, 2005 10:18 PM
یکی از بهترین یاداشتهایی بود که در مورد صد سال تنهایی خواندم.این رمان ،رمانی بود که من را که مدتی از کتابخوانی به علت فشار درس جدا شده بودم،به دنیای کتاب و رمان برگرداند.مدتها است که دنبال ترجمه بهمن فرزانه از این کتاب هستم.من ترجمه محسن محیط را دارم.همواره برای من جای سوال بود که نسخه ای که خوانده ام کامل بوده و یانه.
اگر ترجمه فرزانه را داشتم حتما روی وب می گذاشتمش.در واقع دیجیتالی کردن این کتابها در شرایط حال حاضر بیشتر اهمیت پیدا می کند.نمودارتان هم بسیار جالب بود.
جسارتا ،اگر لینک من را اصلاح بفرمایید،سپاسگزارتان خواهم شد.
علیرضا | August 23, 2005 08:56 PM
مثل همیشه مفید و دلچسب. کنجکاوم بدونم چهارمی چیه؟
آهو | August 23, 2005 08:46 PM